جشن شهریورگان

یادآور نبرد کیومرث با اهریمن وآغاز شهریاری بشر بر روی زمین

نوشته:شاهین سپنتا

شهریور ، در اوستا « خشَثرَ وَیریَه » و در پهلوی « شَهرِوَر » و در فارسی « شَهریوَر » یا « شَهریَر » به معنای « شهریاری دلخواه » یا شهریاری آرمانی » یا « توانایی مینُوی آرمانی یا آرمان شهر » ، در گاهان یکی از فروزه های «مزدا اهوره » و در اوستای نو نام یکی از امشاسپندان که در جهان مینوی نماد شهریاری و فّر و فرمان روایی اهورا مزدا و در جهان استومند نگاهبان فلز ها و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر مستمندان است و او را مینوی مهربانی و جوانمردی خوانده اند ( اوستا ، دوستخواه ، ص ۱۰۱۵ ). در گاهشماری ایرانی ، ششمین ماه سال و چهارمین روز از هر ماه شهریور نام دارد ، از این روی نیاکان ما در روز شهریور از شهریور ماه ، جشن شهریورگان را برگزار می نمودند. بر بنیان بندهش گل شاه اسپَرغَم ( ریحان ) ویژه شهریور است (بندهش – مهرداد بهار، ص ٨٨ ).نگارنده ، برای آگاهی بیشتر از ریشه های استوره ای و تاریخی این جشن کهن و  آیین های دیرینه ی آن که با گذر زمان به فراموشی رفته اند ، در آغاز نگاهی به کتاب بندهش ( / زند آگاهی ) دارد:

در بخش چهارم کتاب « بندهش » که « درباره چگونگی و علت آفرینش آفریدگان برای نبرد » سخن به میان می آید ، می خوانیم که « … او [هرمز] همه امشاسپندان را به همکاری [ در ] نبرد آفریدگان چنان گمارد و ایستاند که چون اهریمن آمد، هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد که فرمان تازه ای در نیابد … ».  سپس در ادامه به نقش هریک از امشاسپندان در این نبرد مینوی پرداخته می شود و درباره شهریور می آید : « چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش مادی فلز را به خویش گرفت. به یاری و همکاری او خور و مهر و آسمان و اََنغران، سوگ نیکو ، اردویسور و هوم ایزد ، بُرزیرد و دهمان آفرین داده شدند؛ زیرا فلز را استواری از آسمان است و آسمان را بُن گوهر آبگینه گون فلز است و او را قرار از انغزان است – انغزان [ همان ] انغز روشن ، خانه زرین گوهر نشان است که [ در ] بالا [ به ] گاه امشاسپندان پیوسته است – تا بدین همکاری ، دیوان را در [ دوران ] اهریمنی توانِ از میان بردنِ فلز نباشد »

در بخش پنجم نیز که به « تازش اهریمن بر آفرینش » می پردازد ، به چگونگی نبرد گیومرث با اهریمن پرداخته و در ادامه ، در بخش هشتم از بندهش که « درباره نبرد کردن آفریدگان گیتی به مقابله اهریمن » ویژه شده است ضمن اشاره غیر مستقیم به ارتباط شهریور با استوره شهریاری گیومرث تگاور ، دوباره از نبرد او با اهریمن یاد می شود: « ششم نبرد را کیومرث کرد. از آن جا که بر سپهر کیومرث پیدا بود ، در تازش اهریمن بر اثر نبرد اختران و اباختران ، سی سال زیست ». اما سرانجام « به سبب تفوق کیوان بر هرمزد ، کیومرث را مرگ بر آمد … ». اما گویا نبرد گیومرث و اهریمن با مرگ گیومرث به پایان نمی رسد و  پس از مرگ او، فرزندانش نبرد او با اهریمن را ادامه می دهند که به نابودی دیوان و از کارافتادگی اهریمن می انجامد: « از آن جا که تن کیومرث از فلز ساخته شده بود ، از تن کیومرث هفت گونه فلز به پیدایی آمد. [ از ] آن تخم که در زمین رفت ، به چهل سال مشی و مشیانه برُستند که از ایشان رونق جهان و نابودی دیوان و از کارافتادگی اهریمن بود. این نخستین کارزار را کیومرث با اهریمن کرد».

ردپای این هفت گونه فلز را که در بندهش از آن ها و ارتباطشان با کیومرث سخن به میان می آید، می توان در آثارالباقیه بیرونی نیز یافت: « … شهریور ، روز چهارم از شهریورماه است و به مناسبت توافق دو اسم جشن است و آن را شهریورگان گویند… شهریور فرشته ای است که به جواهر هفت گانه مانند طلا و نقره و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیاو مردم به آن ها بستگی دارد موکل است. »  

گیومرث ، در اوستا « گیه مرتن » و در پهلوی « گیومرد » به معنی « زنده میرا » یا « جان نیستی پذیر » نام نخستین بشر آفریده اهوره مزداست. گیومرث نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهوره مزدا را دریافت و از این روی با با صفت « نخست اندیش » از وی یاد شده است . درباره کیومرث در فروردین یشت ، کرده ۲۴ ، آمده است : « فَرَوَشی گیومرت اَشَون را می ستاییم ، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهوره مزدا گوش فرا داد و از او خانواده سرزمین های ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد»( اوستا ، دوستخواه ، ص ۱۰۵۰- ۱۰۴۹ و ۴۲۳ ).

استوره نخستین بشر و نبرد او با اهریمن با تغییراتی در کیش مانوی نیز راه یافت چنان که نخستین بشر در کیش مانوی « مادر زندگان » نام داشت و از او مردی به وجود آمد که مانویان او را نخستین نر یا « فرَدومین نر » یعنی نخستین مرد نامیدند و اوست که با پیشوا و راهبر اهریمنان به جنگ برخاست( حماسه سرایی…،صفا،ص ۴۰۱ ) .

گرچه بین داستان گیومرث در شاهنامه فردوسی با متون دینی همچون اوستا ، دینکرد و بندهش تفاوت هایی دیده می شود با این همه در شاهنامه از گیومرث به عنوان نخستین شهریار یاد شده و به نبرد او با اهریمن اشاره می شود:

[… ] پژوهنده نامه باستان / که از پهلوانان زند داستان

چنین گفت کایین تخت و کلاه / گیومرث آورد و او بود شاه

که خود چون شد او بر جهان کدخدای / نخستین به کوه اندرون ساخت جای

سر تخت و بختش برآمد ز کوه / پلنگینه پوشید خود با گروه

ازو اند آمد همی پرورش / که پوشیدنی نو بُد و نو خورش

به گیتی بر او سال سی شاه بود / چو ماه دو هفته ز سرو سهی [… ]

برآمد برین کار یک روزگار/ فروزنده شد دولت شهریار

به گیتی نبودش کسی دشمنا / مگر در نهان ریمن اهریمنا

به رشک اندر آهرمن بدسگال / همی رای زد تا بیاگند یال [ …]

به این ترتیب به نظر می رسد که نبرد کیومرث با اهریمن با مرگ کیومرث به پایان نمی رسد و در حقیقت آغاز نبرد او با اهریمن آغاز دوران پیروزی و شهریاری بشر بر جهان است و بر این بنیان ، شهریور و شهریورگان ارتباطی ریشه ای با استوره گیومرث می یابد و یادگاری از نبرد گیومرث با اهریمن است.

شاید بر همین پایه ، زنده یاد موبد رستم شهزادی درباره جشن شهریورگان بر این باور بود که در ایران باستان این جشن بیشتر مربوط به نظامیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگان ها و دژهای نظامی برگزار می کرده اند و چون شهریور امشاسپند در وجه زمینی سرپرست فلزات است پس برای ارج گذاری به این امشاسپند همواره فلزات به ویژه آلت رزمی را پاک نگه می داشتند ( شاخ سخن ، ترکمان اسدی ، ص ۴۳ ).

در تائید این مطلب و درباره ارتباط امشاسپند شهریور با فلزات، گواهان بسیار در متون کهن در دسترس است که نمونه ای از آن ، نوشته ای است برجای مانده از زمان ساسانیان به نام « پتیت » که در آن از کردار های بد یا گناهانی که بر دست خواننده رفته است ، ابراز پشیمانی و توبه می شود و گناهان نسبت به شهریور ( نشانه فرمانروایی نیک خداوند بر جهان ) چنین بر شمرده می شوند: پاک نگاه نداشتن فلز ها ، جنان که از پاکی برق نزنند؛ گذاشتن آن ها در جای نمناک ، چندان که زنگ بزنند ( حقوق بشر… ، جنیدی ، ص ۲۴ ).

و اما گوشه هایی از آیین های ویژه شهریور روز و شهریورگان را نیز در متون گوناگون می توان یافت که بی ارتباط با استوره نبرد گیومرث با اهریمن نیست. چنان که موبد بزرگ پارسی ، دستور داراب پالتن در « فرضیات نامه» آیین های ویژه روزهای ماه و ازجمله شهریور روز را بر بنیان یک متن پهلوی کهن که در دسترس داشته ، سروده است. هاشم رضی  آن جا که درباره اهمیت سروده های فرضیات نامه سخن می راند اگرچه سبک منظومه ای آن را « سست و با عبارات پارسی مغلوط » می داند اما یاد آوری می کند که « … از لحاظ قدمت و ارائه یک رشته از سنت های کهن که در آن گرد آمده جالب توجه و سودمند است ». به هر روی ، دستور داراب پالتن در « تفصیل شهریور روز » به شایست و ناشایست شهریور روز پرداخته و به مواردی چون شادی نمودن ،روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنه کاران ،دهشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و امیران اشاره می کند :

به شهریور بود کاری نمودن / که در این روز باید شاد بودن

به سردار و مهان و کارداران / گماریدن به هرجاگه سواران

به لشکر دادن روزی در این روز / که باشد کنج وافر سود اندوز

پذیرفتن کند عذر گنه کار / به بخشودن ز رحمت برتبه کار

بآمرزد همی جرم فروماند / درین روز است از عفوش سخن راند

به درویشان دهش را هم فزودن / ستم بیداد از ایشان را ربودن

ملاقات برزگان و امیران / گرفتن ، فایده ها از وزیران

کهان خود از مهان ورزند بخشش / زبهر خواهش و حاجات بخشش

رسد فریاد هم فریاد رس را / کند چاره به بیچاران و کس را

مسعود سعد سلمان نیز در دوازده قطعه ، از دوازده ماه ایرانی یاد کرده که در اینجا ، دو بیتِ یکی از آن قطعات که به شهریور ماه ویژه است ، بازگو می شود:

شهریور است و گیتی از عدل شهریار / شاد است ، خیز و مایه شادی به من آر

باده شناس ، مایه شادی و خرمی / بی باده هیچ جان نشد از مایه شاد خوار

او همچنین در سروده هایش یادی هم از شهریور روز و شهریار جهان می کند :

ای تنت را ز نیکویی زیور / شهره روزی ست روز شهریور

تا به اقبال شهریار جهان / بگذرانیم جان به لهو و بطر

در اندرزنامه آذرپادمهر اسپندان نیز آمده : « در شهریور روز شاد باش زیرا که شادی ویژه مردمانی ست که پادشاه گزیده خوب داشته باشند » . بیرونی همچنین روایت می کند که « در شهریورگان آتش های بزرگ می افروختند و عبادت خدا و ستایش او را زیاد می کردند و برای خوردن و دیگر شادمانی ها به گرد هم جمع می شدند » و اما اکنون هم میهنان زرتشتی در برخی از شهرها و روستاها در هنگام شهریورگان گردهم می آیند و نیایش همگانی می خوانند و بر آتش چوب های خوشبو و اسپند می گذارند و با برنامه های شاد شهریورگان را گرامی می دارند.

از میان سرایندگان هم دوران ما ، سراینده گرامی مهین بانو ترکمان اسدی نیز در سروده ای زیبا با نام « جشن شهریورگان » ویژگی های این جشن کهن را بر می شمرد که به عنوان پایان بخشی نیکو باهم می خوانیم:

به فَرورتی نیک راهان ما / خجسته نیاکان و شاهان ما

فراوان درود و بسی آفرین / بدان پاک جانان ایران زمین

نیاکان فرمند و روشن روان / خردمند و بینادل و کاردان

پیام آوران ره راستی / به دور از همه کژی و کاستی

که بودند با دانش و فرهی / نگهدار ایران و دین بهی

که دادند مر زندگی را نوید / به فر و بزرگی و رای و امید

زبونی گنه بود در دینشان / چنین بود رای جهانبین شان

به فرهنگ اندر جهان پیشتاز / به دانش جهان را بدانان نیاز

به اندیشه نیک و گفتار نیک / وزان پس به سازنده کردار نیک

همه زندگانی به هنجار بود / نه تنها به گفتار ، کردار بود

دَه و دو به سال اندرون بود ماه / به نیکی و خوبی ، نماینده راه

سرآغاز : فرورد روشن روان / روان جهانی ازو شادمان

دگر نام امشاسپندان پاک / به هر ماه ، چون ماه بُد تابناک

وزان پس همه ایزدان بلند / بُدندی به همراه امشاسپند

به هر ماه سی روز بُد روزگار / به سی نام فرخنده نامدار

نخستین بُدی اورمزد گُزین / جهاندار نیکوی با آفرین

دگر بُد همان نام امشاسپند / پسِ آن بُدی ایزدان بلند

نهاده به هر روز نامی گُزین / خجسته نیاکان با آفرین

چو نام مَه و روز همنام بود / زمانه بسی شاد و برکام بود

بدان روز جشنی بیاراستند / ز مزدا همه روزِ بِه خواستند

نگه کن به روز چهارم ز ماه /  که دارد به خوبی یکی پایگاه

که شهریور آن نیک امشاسپند / بود نام این روز بس ارجمند

میان شش امشاسپندان پاک / سوم پایگه دارد او تابناک

به داد و به آیین توانا بُود / فروزنده داد مزدا بود

بُود خویشتنداری و زور و فر / نشانی ز آیین آن دادور

پس از مینوی پایگاهی چنین / نگر پایگاهش به روی زمین

ردو سرپرست و نگهبان بُود / فلزات را گوهر از آن بُود

از آن جا که این خاک گوهرنگار / به سینه درون معدن بی شمار

ز ارزیز و از مس و از سیم و زر / ز روی برنج و ز پولاد بر

همی پرورانیده با سوز دل / به گرمی چنان آهن جان گُسل

دگر آن که ایرانیان دلیر / توانمند و کوشا و دانش پذیر

به خوبی بجستند بهره از آن / به نیروی تن با دلی شادمان

به ویژه نگر ، آلت ساز جنگ / که در کارشان می نکردی درنگ

بُدی تیز و برنده و آبدار /  که هنگام سختی بیاید به کار

ز شهریور امشاسپند بلند / چنین کار هرگز نیاید پسند

که از کندی و زنگ ناید به کار / فلزات پر مایه آبدار

ز بهر چنین رای ژرف و بلند / بدندی به هر رزم پیروزمند

***

کنون چشم بگشای و نیکو ببین / بدین زندگانی پر مهر و کین

که صنعت بود پیش رو اندر این / چه بر آسمان و چه روی زمین

همه زندگی زو به سامان بوَد / پر آسایش و رامش جان بوَد

که شهریور امشاسپند سترگ / توانا و دانا به رای بزرگ

به گردش درآرد بسی پر توان / بگرداند او چرخ صنعت گران

چنین دیدگاهی به بینش وری / به شهریرگان داده بُد برتری

به شهریر ماه و به شهریر روز / بپا بُد یکی جشن بس دلفروز

ستودند زور و توانش به جان

که تازه ازو گشت جان جهان

 

پاسخی بگذارید

رفتن به نوار ابزار