Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

روستای مقصودبیک

موقعیت مکانی:

  مقصودبیک نام روستایی است در ۲۴ کیلومتری جنوب شهرضا بر سر راه آباده که ازشمال به روستای وشاره از غرب به روستای باغسرخ از جنوب به روستای میر آباد واز شرق به مزرعه مغرفه محدود شده.

موقعیت جغرافیایی:

مقصودبیک دارای آب وهوایی خشک وزمستانهای سرد وکم باران با خاکی مستعد برای رویش گیاهان متنوع است، آب زراعی آن از طریق یک رشته قنات قدیمی به طول حدود۶ کیلومترتامین می شود آب مقصودبیک از نوع آبهای شیرین مرغوب می باشد،علاوه بر قنات مذکور در محدوده مقصودبیک قنات متروکه دیگری قرار دارد که به قنات شاه غازی معروف است  که اصولا باید از قناتهای دوره حاج میرزا آقاسی صدر اعظم محمد شاه باشد،از محصولات عمده مقصودبیک می توان از انگور،گندم ،جو،بنشن،صیفی جات وعلوفه نام برد.قرار گرفتن روستا در دره ای وسیع ومحصور بین دو رشته کوه شرقی وغربی موجب وزش مرتب باد از نیمه غربی به سمت شرقی شده که علاوه بر تمیزی هوا وآسمان پر ستاره در شب ،موقعیت مناسب برای استقرار توربین های بادی وآفتابی را داراست.

وجه تسمیه و تاریخ:

مقصودبیک = مقصودبک=مقصودبگ= مقصودبیگ ، به هر چهار شکل نوشته شده ،بیشتر بستگی به حال وحوصله صادر کننده شناسنامه مربوط داشته ،در اصل ومعنا تفاوتی نداشته .مقصود+بیک=بیگ، مقصود واژهای است عربی به معنای قصد،نیت ،خواسته وبیک یا بیگ لغتی است ترکی به معنای بزرگ وسر کرده ومقصودبیک نامی متداول در دوره ی حاکمان قوینلو وصفویه بوده.

 

“مقصودبیک ناظر شاه عباس اول در کتیبه سر در مسجد که در سال۱۰۱۰هجری نصب شده ذکر شده است .  لطف اله   هنر فر

“مقصودبیک وزیر بیوتات بود ومسجد او هنوز در اصفهان باقی است. ”     نصراله فلسفی

“اگر سوار بر اسب ۵/۵ میل آلمانی به طرف جنوب برویم به شهر قمشه که در منطقه ای مساعد قرار دارد وبه باغهای باشکوه مزین است می رسیم وپس از عبور ۵/۲ میل دیگر به آبادی مقصودبیک وارد می شویم که روزگاری آباد وسر سبز بوده ولی درقرن گذشته به دست افغانها ویران شده است .”               یاکوب ادوارد پولاک

“همین که از قمشه حرکت می کنید باید از میان تپه های پیچ پیچ ودره های گود به صحراهای خشک بی آب واز آنجا به گردنه های کوتاه وکوچک به گذرید درمیان راه دره های آباد ومزرعه های شاداب نمی بینید، همه جا خشکی وبی آبی واگر هم دهی بوده خرابه ی آن باقی است،تنها ده سر راه،مقصودبیک است. می گویند مقصودبیک ناظر وخوانسالار شاه عباس بزرگ بوده واین ده را او ساخته است که  البته تا امروز چیز مهمی از آن نماده است، از مقصودبیک به ده امین آباد می رسیم.”   لردکرزن

به گفته پیر مردان ،مقصودبیک به دلیل داشتن تعدادی تفنگچی کار آزموده واز آنجا که در دوره قاجاریه جزء خالصجات و متعلق به مادر شاه(مادر ناصرالدین شاه) بوده، چون در کنترل بخشی از راه ها بازرگانی نقش موثر داشته به پیشنهاد مادرشاه به نام فتح آباد نیز مفتخر می شود.

پشه های قدیمی وصنایع دستی:

مشاغل اهالی، در گذشته عبارت از کشاورزی،دامداری،مقنی گری ،تفنگچی، کار در چاپار خانه(یک چاپار خانه در ایزد خواست قرار داشته ویک چاپار خانه در وشاره وافرادی مسلح در آنها آماده کمک به عابران بوده اند) وکارگری بوده، روستا پیوسته دوره های آبسالی وخشکسالی داشته  وبه تبع آن مردمی سخت کوش وپر کار آفریده که تلاش آنان در تولید ملی وآبادانی کشورفراموش نشدنی است ،مضافا بر تولید در پاسداری از میهن نیز مشارکت همه جانبه داشته اند آنچنانکه علاوه برشهدای جنگ تحمیلی هشت ساله که فراموش ناشدنی اند دربیرون کردن اشغالگران شوروی با همدستی فرقه دموکرات از آذربایجان نیز شهیدی از این دیار( شهید عباس بهرامی در ۲۱ آذرسال۱۳۲۴) تقدیم ایران زمین شده.

صنایع ،با توجه به اینکه روستا همچون بسیاری از دیگر روستاها به صورت خودکفا بوده،بنابراین صنایع صنعتی نظیر ساخت بیل وگلنگ ودیگر وسایل کشاورزی عمدتا در محل تعمیر وآماده می شده وصنایع دستی خصوصا بافت رویه گیوه به وفور تولیدشده بخش از آن به بازار شهرضا نیز فرستاده می شد ویا با کشت کلوزه از پنبه بدست آمده در کارگاه های منازل پارچه ای معروف به کرباس که مصرف پوشاکی داشته تولید می شده از پشم وکرک دامها نیز مالیدن ،نمد وبافت جاجیم و بعدها قالی متداول شد.

زنان ، پا به پای مردان در دامداری، مرغداری،کشاورزی،خانه داری،پختن نان وساخت وساز خانه همکاری داشتند، در تهیه لبنیات اعم از دوشیدن تا تهیه پنیر وکره وروغن نقش اصلی را داشته بعضا چون تعداد دامها ی آنها محدود بوده وبه تنهایی مقدار شیر بدست آمده کفایت تبدیل به دیگر مشتقات را نداشته، از روشی تحت عنوان همدوشی( به این گونه که یک گروه چند نفره تشکیل می شد وبه نوبت  شیر هارا به یکدیگر وتا حد کفایت قرض می دادند) استفاده می کردند.

پوشش گیاهی وجانوری:

پوشش گیاهی،بیابانهای اطراف پوشیده از گیاهانی چون شوره،کندر،خار،بوته وعلف که به مصرف دامها می رسد وکمی دورتر بوته های گون وآنغوزه ودر قسمتهای کوهپایه ای گیاهان دارویی چون گاوزبان،شاتره،موسیر،آویشن ،پونه وغیره وجود دارد ودر باغهای نیز به مقدار قابل توجهی گیاه مجو(شیرین بیان) می روید.

حیوانات، از حیوانات اهلی بز،گوسفند،گاو،خر،سگ وگربه واز پرندگان مرغ وخروس واز حیوانات وحشی ،شغال،روباه،خرگوش ،جوجه تیغی وگرگ واز پرندگان کبوتر ،گنجشک،کلاغ جارک،هدهدویا کریم است.

کوه ها وچشمه ها:

در قسمت غربی روستا کوههای مَقرِفِه و آب توت وجود دارد.

کوه مقرفه

چشمه ها :

در کنار کوههای شرقی (مقرفه) دو چشمه کوچک آب توت و مقرفه وجود دارد.

علت نامگذاری چشمه آب توت بدین شرح است : چندین سال پیش در کنار این چشمه به دلیل حاصلخیز بودن خاک دهها اصله درخت توت سیاه و سفید کاشته اند که هم اکنون نیز وجود دارند. به این علت نام این چشمه آب توت نامیده شده است.

منابع آب زیر زمینی : از حدود ۵۰ سال پیش آبهای زیر زمینی منطقه ،تحت کنترل و نظارت بوده است.یک رشته قنات قدیمی (به طول حدود ۶ کیلومتر) وجود دارد که سرچشمه آن رامشهر است و از ۳ روستای مقصودبیک و میرآباد و وشاره می گذرد. حیات ۳ روستای ذکر شده به این قنات وابسته است ،آب روستا از انواع آب های شیرین است ولی متاسفانه در سالهای اخیر افرادی با حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق در حوالی مادر چاه ها ادامه حیات این روستاها را مورد تهدید قرار داده اند.

اماکن فرهنگی -تاریخی:

حمام ومسجد، از قدیم الایام روستا صاحب حمام ومسجد در کنار هم بوده که هنوز آثار آن در بخش سیل زده روستا باقی است ، در سال۱۳۳۶هجری جمعیت شیر وخورشید سرخ وبه یاری دکتر کیان ساختمانی آجری در سمت شرقی جاده مشتمل بر حمام خزینه ای وسپس دوشی وغسالخانه ومسجد بنا کرد که هنوز باقی است وبا توسعه مسجد از آن استفاده می شود.

دبستان، مقصودبیک از سال۱۳۲۰خورشیدی صاحب دبستانی ۶ کلاسه شده به گونه ای که علاوه بر دانش آموزان مقصودبیکی پذیرای دانش آموزان وشاره ای برای مدتی وپذیرای دانش آموزان میرآبادی وباغسرخی تا اعزام سپاهیان دانش از سال۴۲-۴۳شد واگر چه غالبا در اختیار پسران بود وتعدادی معدود دختر موفق به استفاده از آن شدند ،اما در توسعه وگسترش سواد نقش سازنده ای ایفا کرد اگر چه تکیه بر محفوظات توام با ترس وتنبیه وسیله یادگیری درآن بود. ساختمان دبستان آمیخته ای از خشت وآجر با کلاسهای آفتابگیر ،روشن ووسیع با حیاطی که کف آن با آجر پوشیده شده بود وباغچه ای با درختان انار که کمتر کسی خاطره ای از ترکه های آن ندارد وتلمبه ای دستی در وسط حیاط برای تامین آب شرب داشت.

پاسگاه ژاندارمری، از اواخر دوره ی قاجاریه مقصودبیک محل استقرار پاسگاه ژاندارمری در راستای حفظ اموال تجاری جنوب- مرکز وایجاد امنیت وجلوگیری از راهزنی هایی شد که خصوصا در این دوره افزایش یافته وگروه هایی از بویر احمدیها واز جمله آنان غریب خان(رقابت بین قشقاییها وبختیاریها در اواخر دوره قاجاریه) که قلعه ی میر آباد را پناهگاه خود قرار داده به مخالفت با دولت برخاسته بوده و از خاطرات آن عبور سردار سپه(رضاشاه) از سفر جنوب ومواجه شدن با ترک خدمت رییس پاسگاه بوده که برای رفع گرمای تابستان به شنا رفته و لذا پس از احضار وی اورا به شدت تنبیه می کند ساختمان زیبا وآجری پاسگاه در کنار آب انبار ،دبستان وکاروانسرا قرارداشت که به دلیل تعریض جاده تخریب وبه نقطه ای دیگر منتقل شد.

کاروانسرا وآب انبار، کاروانسرا از خشت وگل ساخته شده بود با اتاق های متعدد واصطبل ومحل نگهبانی که تقریبا تمامی نیازهای کاروانیان را برآورده می ساخت  وبه دلیل گذر کاروانیان متعدد هر ساله مالک آن را به شخصی به نام علاف که وظیفه ی تهیه تمام سور وسات افراد وعلوفه حیوانات را به عهده داشت اجاره می داد ورقم آن نیز قابل توجه بودبعضا فرصتی برای خرید وفروش کالاهای مورد نیاز محلی ها وکاروانیان بود.آب انباربرسر جاده شهرضا-آباده قرار داشت وتامین کننده آب شرب  خنک خصوصا در تابستانها  برای عابرین ومسافرین ودر مواقعی نیز اهالی بوده.

خوراک وپوشاک:

خوراک اصلی متشکل از اقسام نان(تافتون،آبی،ارزنی،وآمیخته به سبزیجات از جمله نوعی علف خودروکه ترد وخوشمزه به نام موچه)بود، غذاهایی که با شیره انگور وروغن حیوانی تهیه می شد،انواع لبنیات، آبگوشت ،قورمه(گوشت را پخته وهمراه با چربی درون پوست گوسفند به صورت فشرده قرار داده ودر جایی خنک نگهداری می کردند ودر زمستان به تدریج قطعاتی از آن را مصرف می کردند) پلو برنج،پلو ارزن، سنجد،گردو، گندم برشته(بو داده) با شاهدانه،بادام،کشمش آفتابی وسبز ،نخودچی و…

پوشاک مردان شامل شلواری گشاد با پارجه ای مشکی به نام تمبان وپیراهنی گشاد وبلند وکلاهی گرد وساده وسیاه که از نمد مالیده شده وگیوه وقبایی بلند بر روی لباسهای زیر که بعدها جای خود را به کت وپالتو داد ودر زمستانهای سرد از پوشش تحت عنوان نمد استفاده می شد وپوشاک زنان شامل پیراهنی بلند وگلداربا شلواری  تنگتر از مردان ولچکی که بعضا توسط خودشان بافته می شد با باچادر ی رنگی.

 

 

 

رفتن به نوار ابزار