Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

روستای وشاره

روستای وشاره تا شهرشهرضا ۲۰ کیلومترفاصله دارد.

منبع:وبلاگ کاریزهای جنوب شهرضا

مشخصات جغرافیایی

کوه ها : در قسمت غربی روستا کوههای مَقرِفِه و آب توت وجود دارد.

چشمه ها : در کنار کوههای شرقی (مقرفه) دو چشمه کوچک آب توت و مقرفه وجود دارد.

علت نامگذاری چشمه آب توت بدین شرح است : چندین سال پیش در کنار این چشمه به دلیل حاصلخیزبودن خاک دهها اصله درخت توت سیاه و سفید کاشته اند که هم اکنون نیز وجود دارند. به این علت نام این چشمه آب توت نامیده شده است.چشمه های دیگری که میتوان از آنها نام برد عبارتند از تَنقِزِه و درِبیدی

منابع آب زیر زمینی : از حدود ۵۰ سال پیش آبهای زیر زمینی منطقه ،تحت کنترل و نظارت بوده است.

یک رشته قنات قدیمی (به طول حدود تقریبا۸ کیلومتر) وجود دارد که سرچشمه آن رامشه است و از ۳روستای مقصودبیک و میرآباد می گذرد. ،آب روستا از انواع آب های شیرین است ولی متاسفانه در سالهای اخیر افرادی با حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق در حوالی مادر چاه ها ادامه حیات این روستاها را مورد تهدید قرار داده اند.

مشخصات پوشش گیاهی وحیات وحش :

گیاهان خودرو : بیابانهای اطراف روستا پوشیده از گیاهانی چون کندر ،خار ،بوته ،علف و اسفند

است که به مصرف دامها می رسد و گیاه پونه که به مصرف ساکنین می رسد. همچنین در آن علفی ترد

و خوشمزه به نام مُوچِه می روید که در پخت نان محلی کاربرد دارد.

گیاهان دارویی : گل گاوزبان و خاکشیر

 

حیات وحش اطراف روستا : از حیوانات وحشی شغال ،روباه ،خرگوش ،جوجه تیغی و گرگ واز پرندگان

کبوتر ،گنجشک ،کلاغ و یاکریم است.

 

معرفی مکان های تاریخی :

کاروانسرا : کاروانسرا از خشت و گل ساخته شده بود با اتاق های متعدد و اصطبل و محل نگهبانی که تقریبا تمامی نیازهای کاروانیان را برآورده می ساخت و به دلیل گذر کاروانیان متعدد هر ساله مالکیت آن را به شخصی به نام علاف که وظیفه تهیه تمام امکانات افراد و علوفه حیوانات را به عهده داشت اجاره می دادند که رقم آن نیز قابل توجه بوده است. محل کاروانسرا فرصتی برای خرید و فروش کالاهای مورد نیاز محلی ها و کاروانیان بوده است.

برج های کبوتر:در وشاره برج های تقریبا بزرگی وجود دارد که کبوتر های زیادی در آن بوده ولی اکنون تعدادشان کم شده است. 

قلعه وشاره:

۱

۲

۳

۴

۵

این قلعه حدودا به دوران صفویه برمی گردد.

مشخصات قنات وشاره

طول این قنات ۸۰۰۰ متر است و تعداد ۲۰۰ میله چاه دارد. عمق مادرچاه این قنات، ۳۵ متر و فاصلهٔ مظهر تا محل آن ۵۰۰ متر می‌باشد. دبی این قنات ۱۲۰ لیتر بر ثانیه است.

تعداد مالکان این قنات ۱۰۰ نفر می‌باشد و اراضی تحت کشت این قنات ۲۰۰ هکتار می‌باشد.

مسجد وشاره

مسجد وشاره مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان شهرضا، بخش مرکزی، دهستان منظریه، روستای وشاره، محله قدیمی روستا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۸۶۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

معرفی وضعیت اقتصادی

معرفی مشاغل و جمعیت آماری هر کدام :

مشاغل اهالی روستا عبارت است از : کشاورزی ،دامپروری ،گلخانه داری و رانندگی ماشین سنگین و همچنین برخی از اهالی به کار در مغازه ها مشغول اند.

جمعیت آماری مشاغل :

کشاورزی ۳۰ %

دامپروری ۳۰ %

گلخانه داری ۲۰ %

مغازه داری ۲۰ %

معرفی محصولات و تولیدات کشاورزی :

 گندم – جو – حبوبات-کدو – صیفی جات و علوفه نام برد.

شیوه آبیاری و تقسیم آب :

شیوه آبیاری مزارع روستا به صورت کرتی یا غرقابی است. در این روش زمین را به قطعات کوچک تقسیم می کنند و آب از راه جوی به این قطعات وارد می شود. در آبیاری به طریق کرتی ،مصرف آب و مقدار آب به هدر رفته زیاد است.

البته در بعضی از باغ ها برای آبیاری درختان از روش تشتکی استفاده می کنند. در این روش با توجه به سن و کوچک و بزرگ بودن درختان ،تشتکی به قطر حدود ۵۰ سانتی متر تا ۲ متر دور درخت به وجود می آورند و با هدایت آب از جوی به داخل آنها ،درختان را آبیاری می کنند.

و تعداد کمی از کشاورزان نیز با ساخت استخر زمین های خود را به صورت قطره ای و بارانی آبیاری میکنند

نحوه مالکیت زمین :

اکثر زمین های زراعی و باغ ها از پدر و اجداد پدری به نسل های بعدی ارث رسیده است و این سیر همچنان ادامه دارد.

البته بعضی از باغ های روستا توسط افرادی غیر بومی خریداری یا اجاره گرفته شده است.

  

فرهنگ

وضعیت اجتماعی :

تقریبا بین فامیل های تمامی روستا های اطراف نوعی خویشاوندی سببی و یا نسبی برقرار شده و یک دوستی احترام آمیزی با دیگر روستاهای اطراف دارند.

آداب و رسوم محلی در زمینه ازدواج :

مراسم عروسی در گذشته شامل دوره های نامزدی ،عقد و سپس عروسی بوده و چند ماهی طول می کشیده است.

مراسم عروسی بسته به وضعیت اقتصادی و موقعیت افراد ۲-۳ شبانه روز ادامه پیدا می کرد. شب اول مراسم حنا بندان با حنایی که از خانواده داماد به وسیله دو سه نفر از نزدیکان فرستاده می شود انجام می گرفت. شب بعد عروس را با ساز و دهل به حمام می بردند و در همان روز سر داماد را دلاک محل اصلاح می کند که همزمان مراسم ترکه یا چوب بازی با ساز و دهل و سرور و شادی برپا می شد که هر کس بسته به توان مالی خود مبلغی را بر سر داماد می ریخت که پول حاصل نصیب دلاک می شد. در همین روز نزدیکان داماد برای آوردن جهیزیه عروس به منزل داماد می رفتند و یک نفر وارد به نوشتن جهیزیه با قلم و کاغذ آماده می شد تا صورتی از آن تهیه کند. وسایل را یکی یکی از محلی که در آن چیده بودند دست به دست بیرون می آوردند و تعداد و قیمت آن را دقیقا یاداشت می کردند که بعضی وقت ها بر سر قیمت کار به اختلاف و قهر و آشتی می رسید. پس از نوشتن صورت جهیزیه که تحویل پدر عروس می شد اقدام به آوردن جهیزیه می کردند که هر تکه از وسایل را به دست فردی از کوچک و بزرگ می دادند که با ساز و دهل رهسپار منزل عروس می کردند. در طول مسیر پر بود از زنان و بچه هایی که گاهی برای دیدن جهیزیه بر پشت بام ها اجتماع کرده بودند ،دیگر تمام اهالی می دانستند که جهیزیه عروس شامل چه چیزهایی است. سپس داماد را به حمام می بردند و سپس داماد را از حمام در می آوردند. بیشتر منازل گلاب با منقل پر اسفند و سیب و گلاب پاشی پر از گلاب و آجیل برای داماد آماده کرده بودند که به محض رسیدن داماد همه توقف کرده و یکی با گرفتن سینی با صدای بلند به خواندن اشعاری می پرداخت و برای داماد آرزوی شادی و شاباش می کردند.

در همین زمان نیز آشنایان روی داماد را بوسیده و شاخه نبات و یا قند و دستمالی به همراه داماد داده می شد تا بالاخره به منزل داماد برسند که گاهی چند ساعت به طول می انجامید. سپس داماد را در مجلس نشانده و کسانی که وضع بهتری داشتند از چند دسته مطرب که شامل چند نوازنده بود و یا با نوازندگان محلی اقدام به جشن و شادی و رقص و پایکوبی می پرداختند. در این هنگام دونفر از نزدیکان داماد در کنار او نشسته و مردی که جزء دسته نوازندگان بود اقدام به جمع آوری مبالغی که هر کس متناسب با توان خود پرداخت می کرد می نمود که بخشی یا تمامی آن به نوازندگان پرداخت می شد که به این عمل عرقچین گفته می شود. سپس شام داده می شد و آخر شب برای آوردن عروس از خانه داماد حرکت می کردند که باز با ساز و دهل ،آرام آرام به خانه عروس می رسیدند و با کسب اجازه از پدر و مادر ،عروس را سوار بر اسب و با ساز و دهل به طرف منزل داماد به حرکت در می آوردند. در این حال پدر عروس چند عدد نان و چند قالب پنیر در بقچه ای به کمر عروس بسته و می گفت الهی نانت گرم و آبت سرد باشد. در همان زمان که در منزل داماد عرقچین برگزار می شد در منزل عروس نیز آب حنا می انداختند. مراسم آب حنا به این صورت انجام می گرفت که حمامی زن با حضور خویشاوندان داماد و عروس کاسه ای پر از آب را درمیان گذاشته و هر کس به فراخور حال خود مبلغی داخل آن می انداخت که این پول نیز به حمامی زن می رسید بابت حمام هایی که تا این زمان عروس به حمام رفته بود. بالاخره پس از اینکه عروس به ۱۰ قدمی منزل داماد می رسیده داماد جلوی او آمده و به او خوش آمد می گفته است.پس از فرستادن عروس و داماد به حجله فردای آن روز از خانواده عروس صبحانه ای شامل گداخته که از ترکیب نبات و چند داروی گیاهی و عسل و فندق و گردو و بادام و پسته آسیاب شده تشکیل شده است به همراه تخم مرغ نیمرو و نان برای عروس و داماد فرستاده می شد. همان روز داماد برای دست بوسی به منزل پدر و مادر عروس می رود.

 پس از گذشت ۳ ماه پدر و مادر عروس برای پاگشا عروس را دعوت می کرده اند که در ضمن داماد هم برای شام و ناهار به منزل عروس می رود. سپس از طرف خانواده داماد برای آوردن عروس در پایان مراسم پاگشا اقدام می کرده اند.

اما متأسفانه با گذشت زمان این آداب و رسوم ها از ذهن مردم پاک شده و دیگر این گونه مراسم هارا اجرا نمی کنند.

مراسم عزاداری سید الشهداء (ع) در روستا:

مراسم عزاداری سیدالشهدا از روز هفتم محرم به بعد با تزیین مسجد با پارچه های سیاه و بستن عَلَم آغاز می شود. در روز تاسوعا دسته زنجیرزن دربعضی منازل که نذر داشته اند حاضر شده و به عزاداری می پردازند و درصبح عاشورا پس از تجمع در مسجد ،راهی جاده شده به استقبال دسته های زنجیر زن باغسرخی ومیرآبادی و مقصودبیکی به قبرستان می روند و در آنجا تا حدود ساعت ۲ بعداز ظهر به زنجیر زنی مشغول می شوند. در سالهای اخیر نماز جماعت در ظهر عاشورا نیز برگزار می شود. افراد خیر در طی روزهای تاسوعا و عاشورا با نذورات خود به پذیرایی از عزاداران می پردازند.

 

 

لغات محلی و ضرب المثل ها :

لغات محلی :

پَخشِه(مگس وپشه) – اَچِک(عروسک) – ناقافلی(ناگهانی) – دُقُلِه (گوشه)

چینِه(دیوار) – چارچَنگولی(چهاردست وپا) – صاحب و پَسین(صبح و بعد ازظهر) – دیفال(دیوار) و …

ضرب المثل ها :

  1. اینقدر مار خورده تا افعی شده.
  2. دست و پاش تو پوسه گردو مونده.
  3. دوست منو یاد کنه یه هل پوک یعنی یک چیز بی ارزش.
  4. سیخ به سه پایه میگه صلی علی سیخچی میگه رو من سیاه.
  5. مثل یانه از جاش جُم نمی خوره.

 

سبک لباسهای محلی :

پوشاک مردان: شامل شلواری گشاد با پارچه ای مشکی به نام تُمبان و پیراهنی گشاد و بلند و کلاهی گرد و ساده و سیاه که از نمد مالیده شده درست شده است و گیوه و قبایی بلند بر روی لباسهای زیری. بعدها این لباس ها جای خود را به کت و پالتو داد و در زمستانهای سرد از پوششی تحت عنوان نمد استفاده می شده است اما این گونه لباس ها مخصوص زمان های قدیم بوده و الآن از این گونه لباس ها هیچ استفاده ای نمیشود.

پوشاک زنان: شامل پیراهنی بلند و گلدار با شلواری تنگتر از مردان و لَچَکی که توسط خودشان بافته می شد با چادری رنگی استفاده می شده و درحال حاضر به اندازه انگشت شمار ساکنین روستا از این پوشش استفاده می کنند و می توان گفت استفاده از این پوشش در حال حاضر منسوخ شده است.

سبک معماری :

منازل مسکونی در قدیم کلا از خشت و گل و سقف ها چوبی بوده است و پس از سیل علاوه بر خشت و گل و چوب ،آجر و بتون و سقف تیرآهنی نیز در بعضی خانه ها به کار برده شده است.

  

وسایل زندگی :

وسایل زندگی در روستا کم و بیش شبیه وسایل شهر است اما فقط وسایلی که واقعا لازم دارند می خرند. امروزه وسایل قدیمی که سالیان پیش در هر خانه ای بود به ندرت دیده می شود.

برای مثال : کرسی وسیله گرمایی بسیار خوبی است که در گذشته در تمام خانه ها بر پا می گردیده و با آب و هوای سرد زمستانی روستا بسیار تناسب داشته است. مردم شبهای بلند و طولانی زمستان به دور آن جمع می شدند.

صنایع دستی :

با توجه به اینکه روستا مانند بسیاری از دیگر روستاها به صورت خودکفا بوده ،بنابراین صنایع صنعتی مثل ساخت بیل و کلنگ و دیگر وسایل کشاورزی عمدتا در خود روستا آماده می شده و صنایع دستی خصوصا بافت رویه ی گیوه به فراوانی تولید شده و بخشی از آن به بازار شهرضا نیز فرستاده می شد و یا با کشت کلوزه ،پنبه بدست آمده و در کارگاه های منازل پارچه ای معروف به کرباس که مصرف در پوشاک داشته تولید می شده است. همچنین پشم و کرک دامها را به فروش می رسانند. معمولا در هر خانه ای یک دار قالی دیده می شود.

باتشکر از محمد جهانبانی که این مقاله را برایم ایمیل کرداند.

عکاس:عمادالدین منصف

رفتن به نوار ابزار