قمشه در کتاب سقوط اصفهان

گزارشهای پطرس دی سرکیس گیلانتر درباره حمله افغانان و محاصره اصفهان در سال ۱۱۳۵ هجری قمری و آثار آن در شمال ایران ترجمه دکتر کارو مینا سیان از اصل ارمنی به انگلیسی با حواشی و تعلیقات دکتر لارنس لکهارت ترجمه بفارسی و حواشی بقلم مهریار معلم و معاون دانشکده ادبیات اصفهان :

آنچه مسلم است تاریخ سقوط اصفهان که یکی از اساسی ترین و موفق ترین خبر هائی است که در سقوط اصفهان بدست محمود افغان توسط ارامنه جلفای اصفهان روز به روز ضبط گردیده که مورد استفاده لارنس لکهارت قرار گرفته اصل این خبرها بزبان ارمنی بوده و همانطور که مذکور افتاد دکتر کارو میناسیان از اصل ارمنی بانگلیسی ترجمه نموده اینک آنچه در باره این واقعه تاسف انگیز آن روز ایران راجع به قمشه شهرضای فعلی ثبت است در این کتاب بنظر خوانندگان میرسد:

سردار (کذا فی الاصل ) عرب در همان روز چاپاری به نزد شاه به اصفهان فرستاد و او را آگاه ساخت که مسلماً محمود به طرف اصفهان روان است و باید اقدامات عاجل بعمل آید .

  • نام این سردار سید عبدالله مشعشع و والی عربستان بود و بطوریکه از Dagaregister بر می آید وی آنوقت در قمشه به فاصله دو روز راه در جنوب اصفهان توقف داشت

در همان روز مامورین (محصل )به ده ها و روستاها فرستاند و دوازده هزار (۱۲۰۰۰) نفر تفنگچی جمع آوری کردند و آنها را باصفهان آوردند ( در پاورقی صفحه مزبور ) مینویسد کذا فی الاصل و این لغت عربی است بمعنی جمع آورنده و گرد آورنده مالیات است و در آن زمان بمعنی کلمه امروزی مامور رایج بوده است.

در ۲۰ فوریه (سوم مارس ) برای دومین بار آنان تعداد سپاهیان خود را باز رسیدند و با سی هزار (۳۰۰۰۰) مرد و ۲۴ توپ از اصفهان بیرون شدند و به گلون که فقط سه فرسخ یا ۱۵ ورست با اصفهان فاصله داشت و اینک افغانها بدانجا رسیده بودند رو نهادند .این عده با آنچه در سایر منایع ذکر شده است از همه جهت تطبیق میکند جز در اینکه در متن ذکر از سید عبدالله مشعشع که در قمشه با دوازده هزار نفر از سواران خود گرد آورده و در راه به عمده قوای شاهی پیوست و با این ترتیب عدد آنها به ۴۲۰۰۰ نفر بالغ گردید .

محمود لشگر به جانب شیراز فرستاد و بر حاجی باقر همان عربی که تا آنوقت روستاهای آن ناحیت را زیر فرمان داشت حمله برد لشگریان محمود سپاهیان حاجی باقر را بشکستند و بر پراکیدند و خوار و بار بسیار از آنها بیاوردند چندانکه قیمت آذوقه در شهر اصفهان اندکی تنزل یافت .

این لشگر که در زیر فرمان نصر الله بود به شیراز نرفت و فقط تا قمشه که دو منزل در جنوب اصفهان است پیش رفت .

در ۱۲ مارس محمود شروع کرد بر ارمنیان جلفا و آنان که در روستا بودند و همچنین بر مسلمانان کشاورز ایرانی مالیات وضع نماید و بهمان گونه که از آن پیش برای هزینه های کشور به شاه سابق مالیات میپرداختند از آنان میخواست بپردازند امان الله از این ژزف پرسید این روسیان چگونه کسانند ؟ از فرنگیانند یا نه ؟ و اگر از آنان نیستند پس از چه کسانند ؟ وی پاسخ داد که آنان را دیگر گونه نژاد است ولی همانند فرنگیانند و کشوری سخت بزرگ را در آن سوی دریای گیلان ( دریای خزر ) زیر فرمان دارند وی باز هم پرسید آیا لشکریان فراوان دارند ؟ژزف وی را آگاه ساخت که آنان میتوانند دویست هزار (۲۰۰۰۰۰) تن سپاهی فراهم آوردند و جنگجویانی سخت بی باک و دلیرند امان الله گفت بگذارید کمی آرام گیریم پس آنگاه خواهیم دید که چگونه باید با فرنگیان تو رفتار کنیم هنگامیکه ژزف از اصفهان بیرون آمد بهای خوار و بار بشرح زیر بود :

نان هرمن ۶۰۰ دینار
برنج هرمن ۱۲۰۰دینار
روغن هرمن ۴۰۰۰دینار
مرغ هر عدد ۷۰۰ دینار
قند هرمن ۶۰۰۰دینار

قند از این پس هرمن دوازده تومان (۱۲۰۰۰۰دینار ) ارزش داشت ولی اینک تا به ششصد دینار تنزل نموده بود علتش این بود که قند را از خارج وارد کرده و در قمشه (اینک بدان شهرضا میگویند. )انبار کرده بودند چون جنگ به پایان رسید آنان افغانان قمشه را بگرفتند و قند ها را به اصفهان کشیدند و بهمین جهت تا بدین اندازه قیمت آن تنزل کرد .

گردآورنده:آرش پژوهنده

رفتن به نوار ابزار