قمشه و حملات افغان ها

قمشه و حملات افغان ها
محمود افغان فرزند ۱۸ ساله میرویس دو سال پس از تصاحب قدرت در قبیله غلیجایی هرات تصمیم گرفت تا از فرصت استفاده کرده و حکومت رو به زوال شاه سلطان حسین را از بین ببرد .
شاه که سرگرم عیش و نوش بود توجهی به امور مملکت نداشت و درباریان و اشراف و اعیان بیشتر در فکر منافع و اغراض خود بودند .
از قشونی که روزگاری قدرت فراوان داشت فقط اسمی برجای بود و تقریباً تمام فرماندهان و سربازان بدون تجربه بودند . و به درد جنگ نمی خوردند .
در حمله ی اول محمود به کرمان لشکر کشید و پس از قتل و غارت این شهر، به قندهار بازگشت .
حمله دوم محمود مرکز ایران پس از دو سال یعنی سال ۱۱۳۴ هجری قمری آغاز شد و این بار محمود افغان موفق شد در گلناباد اصفهان سپاه ایران را شکست داده تاج و تخت ایران را تصاحب نماید .
ویلم فلور خاطرات شاهدان هلندی را که در سال ۱۳۳۲ هجری قمری برابر ۱۷۲۰ میلادی نوشته شده و درباره حملات افغان‌ها و چگونگی برافتادن حکومت صفویه می‌باشد جمع‌آوری نموده است. ببینیم وضعیت قمشه در آن زمان بحرانی چگونه بوده است :
((یکم مارس ۱۷۲۲ میلادی برابر با ۱۳۳۴ هجری قمری خبر رسیده است که محمود پسر میرویس به روستای ورزنه نزدیک ۱۴ میلی شهر درآمده روشن نیست که خواسته‌ها و هدف او چیست .
همچنین خبر رسیده که سردار سید عبدالله خان از قمشه نامه‌ای به شاه سلطان حسین نوشته و گفته است که شماره سپاه او برای نبرد با افغانها ناچیز است. بنابراین از شاه خواسته که از شهر بیرون رفته و رویارویی این دزدان حمله کند .
تا او نیزبا آدم های خود از پشت سر به افغانها بتازد و کارشان را یکسره کنند.
دو روز بعد از ۳۰ هزار نفر در اصفهان برای جلوگیری از حمله افغان ها آماده شدند اما ظاهراً بیشتر آنها آموزشی نظامی ندیده بودند و بسیاری از آنها فقط یک چماق در دست داشتند . (۱)
در قمشه نیز به فرمان عبدالله خان حاکم شهر ۱۲ هزار نفر آماده شدند که این تعداد نسبت به افراد پایتخت ۳۰ هزار نفر بودن تعداد قابل توجهی می باشد . اما عبدالله خان در پی جمع آوری نیروی بیشتری بود.

وضعیت اقتصادی اصفهان و نواحی اطراف بسیار نابسامان بوده اما قمشه که انبار غله اصفهان در دوره صفویه به حساب می آمد وضعیت بهتری داشته به طوری که عبدالله خان با زیرکی خاص توانست چند بار شتر ، گندم و آرد به اصفهان بفرستد .
محمود افغان با شنیدن این خبر سپاهیانی به مهیار فرستاد تا از ارسال کمک به اصفهان جلوگیری شود. بعد از تصرف اصفهان توسط افغان ها قمشه و تعدادی از مناطق هنوز در مقابل افغان ها مقاومت می کردند . (۱)
برای محمود درد جگر سوزی بود که خود را شاه و فرمانروای اصفهان بداند و نقاط مجاور از قبیل گز و بن اصفهان و قمشه هنوز در برابرش پایداری کنند، پس گشودن این نقاط را برعهده زبر دست خان سردار خود گذاشت . این سردار که اصفهانی الاصل بود از طفولیت به اسارت افغان ها در آمده میان ایشان پرورش یافته بود . او در نتیجه کفایت و استعداد و سلحشوری نه فقط توانسته بود آزادی خود را به دست آورد بلکه نیز در صف سپاهیان آنان به مقامات عالی نائل گرید .
چون قمشه در اوایل ژوئیه ۱۷۲۳ میلادی به دست زبر دست خان تسلیم شد، محمود توانست به کلیه نواحی اطراف اصفهان سلطه به هم رسانده)) . (۱)(۲)
شاهدان هلندی در این زمینه در خاطرات خود نوشته اند: (( ۲۶ دسامبر ۱۷۲۲ میلادی محمود سپاهیانی به آبادی های پیرامون شهر مانند: گز، جوزان، بن اصفهان، ورزنه و قمشه فرستاد تا همه آنها را تسخیر کنند. افغان‌ها سخت دهکده ها تاخته و آنها را یکی پس از دیگری تسخیر کردند لکن دو دهکده اخیر (۳) در اوت ۱۷۲۳ میلادی، آنها را از درون خود بیرون ریختند ))(۴).
لرد کرزن که در سال ۱۳۰۷ هجری قمری برابر با ۱۸۸۹ میلادی از قمشه دیدن کرده در مورد حملات افغان ها نوشته است: ((وقتی که در سال ۱۷۲۲ میلادی برابر با ۱۳۳۴ هجری قمری افغان ها به اصفهان حمله می‌کردند به این محل آن قدر صدمه وارد آمد که هیچ راه بازگشت به وضع سابق میسر نگردید))(۵) .
و در مورد امامزاده شاهرضا نوشته است: ((از افغان های متعصب سنی در سال ۱۷۰۳ و بناهای امامزاده را چنان خراب کرده که تاکنون نیز ویران می باشد  . ))(۶)
ایرانی‌تر از هر ایرانی؛ دکتر ویلم فلور هلندی

ویلم فلور نویسنده – کتاب برافتادن صفویان، برآمدن محمودخان

خرید ارزان انقراض سلسله صفویه | آی باند

لاکهارت لارنس- کتاب انقراض سلسله صفویه

بالاترین: زندگینامه لرد جُرج ناتانیل کرزن از سیاستمداران و رجال معروف بیست و پنج سال نخست قرن بیستم در بریتانیا و ایران‌شناس بود.

لرد کرزن- کتاب ایران و قضیه ایران

پی نوشت:


۱- فلور، ویلم- کتاب برافتادن صفویان، برآمدن محمودخان- ترجمه ابوالقاسم سری- چاپ اول زمستان ۱۳۶۵- صفحه ۹۸ – صفحه ۲۳۲

۲- لاکهارت لارنس- کتاب انقراض سلسله صفویه- ترجمه مصطفی قلی عمادی –سال۱۳۶۸- صفحه ۲۳۲

۳- منظور شهر های ورزنه و قمشه است.

۴- فلور، ویلم- کتاب برافتادن صفویان، برآمدن محمودخان- ترجمه ابوالقاسم سری- چاپ اول زمستان ۱۳۶۵- صفحه ۲۳۹

۵- لرد کرزن- کتاب ایران و قضیه ایران- ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی- چاپ ۱۳۷۳- صفحه ۷۸- صفحه ۲۸۸