مدیریت اب درفرهنگ کشاورزان شهرستان شهرضا

مقدمه:

آب در فرهنگ ملی ایران هم دارای ارزش و اعتباری ویژه بوده است. ایرانیان از دوران باستان آب را مظهر پاکیزگی میدانستند و این موضوع در نوشته‌های مذهبی و براساس روایات دینی اوستایی مورد تأکید بوده و در شاهنامه‌ی فردوسی نیز به این موارد اشاره شده است. مثلا اینکه از مهمترین دستورات زرتشت برای زندگی بهتر؛ دوری از گناه و پرهیز از دروغ، خود داری از آلوده کرده عناصر چهارگانه موثر بر زندگی بشر که آب، باد، خاک و آتش هستند . ایجاد آبادانی و کاشت گیاه و درخت، ‌خشکاندن مرداب‌ها و مانداب‌ها، از بین بردن حیوانات موذی، حفر قنات و چاه برای آبیاری و مهمتر از همه کشاورزی بوده است.از تقدس آب نزد ایرانیان همین بس که «میهن» و «زادگاه» را «آب و خاک» می نامند.

از جمله مواردی که در شاهنامه به آئین‌های استفاده از آب در پاکی و پاکیزگی در امور دینی اشاره شده است می‌توان به این مورد اشاره کرد؛ هنگامی که کیخسرو و کیکاووس قصد رفتن و زیارت «آذرگشسب»؛ در آذربایجان را دارند تا پس از راز و نیاز با خداوند بزرگ به دنبال یافتن افراسیاب بروند، می‌بینیم که آن‌ها باید در هنگام ورود به آتشکده، دست و پا و سر و تن خود را بشویند تا پاک شوند و بعد داخل آتشکده روند.

در ایران زمین نیایشگاه‌ها به علت توجه به پاکیزگی در کنار رودها، چشمه‌ها، دریاچه‌ها و قنات‌ها ساخته شده است تا نیایشگران و نمازگزاران پیش از آنکه به نیایشگاه وارد شوند، زشتی‌ها را از خود دور کنند و با شستن اندام و سر و تن و پوشیدن جامه پاکیزه آماده‌ی نیایش شوند. در فارسی کهن و میانه؛ طهارت و شست وشو را «پادیا»، یا «پادیاوی» و نیز تشت آبی را که با آن شست وشو می‌کردند، «پادیاب‌دان» می‌گفتند. آن‌ها، جایگاه‌هایی را هم که برای شست‌وشو می‌ساختند، «پادیاو» می‌نامیدند‌. پادیاو به طور معمول چهار دیواری کوچکی بود که جوی آب یا برکه‌ای در میان و رختکن‌ها و طاق‌نماهایی در پیرامونش داشته است، همین «پادیاو» با همه ویژگی هایش بعد از اسلام، در پیش و جلو در مساجد و زیارتگاه ها، به نام وضوخانه مورد استفاده قرار گرفت.

آتشکده‌ی «آذرگشسب» آذربایجان نیز که به نام «آذرخسروان» و شاهنشاهان ایران معروف شد در کنار دریاچه یا برکه‌ای قرار دارد. این باورها و این تقدس آب در نزد ایرانیان بوده که آب را جزو چهار عنصر مقدس ‌دانسته‌اند. حتی ایرانیان قبل از زرتشت -یک تیره‌ی آریایی- عناصر چهارگانه، یعنی باد، خاک، آب و آتش را گرامی می‌داشتند و آن را به وجود آورنده‌ی گیتی و گرداننده‌ی نظام هستی می‌شمرده‌اند.

قنات

تاریخچه قنات

قنات که توسط مقنیان ایرانی اختراع شده ، هزاران سال قدمت دارد. قدمت بسیاری لازم قناتهای ایران ، از پنج یا شش هزار سال متجاوز است و عمری برابر با تاریخ کهن ایران دارد. با وجود این که چندبن هزار سال از اختراع آن می‌گذرد، مع هذا هنوز هم این روش استفاده از آب ، در قسمت مهمی از روستاها و مناطق مسکونی و کشاورزی و دامداری کشور معمول و متداول است و حتی یکی از ارکان اصلی کشت و زرع در نواحی خشک را تشکیل می‌دهد. این اختراع که امروزه شهرت جهانی پیدا کرده ، بعدها از ایران به بسیاری از کشورهای جهان انتقال یافته و مورد استفاده مردم در دیگر نقاط دنیا قرار گرفته است.

تصویر  

 

چگونگی ابداع قنات

گوبلو معتقد است که قنات، ابتدا یک فن آبیاری نبوده، بلکه به طور کامل از تکنیک معدن نشأت گرفته و منظور از احداث آن جمع‌آوری آبهای زیرزمینی مزاحم (زه آبها) به هنگام حفر معادن بوده است…. تردیدی نیست که در گستره فرهنگی ایران، از معادن «مس» و احتمالاً «رویِ» موجود در کوههای زاگرس، در جریان هزاره دوم قبل از میلاد مسیح بهره‌برداری شده است.

ساختمان و مشخصات قنات

قنات ، تشکیل شده از یک دهانه یا هرنج که روباز است و یک مجرای تونل مانند زیرزمینی و چندین چاه عمودی که مجرا یا کوره زیر زمینی را در فواصل مشخص با سطح زمین مرتبط می‌سازد. چاهها که به آنها در موقع حفر ، میله هم گفته می‌شود، علاوه بر مجاری انتقال مواد حفاری شده به خارج ، عمل تهویه کانال زیرزمینی را نیز انجام می‌دهد و راه ارتباطی برای لای‌روبی ، تعمیر و بازدید از داخل قنات نیز به شمار می‌رود.

آغاز قنات ، همان دهانه قنات است که مظهر قنات نامیده می‌شود. مظهر قنات جایی است که آب از دل قنات بیرون می‌آید و ظاهر می شود و می‌تواند برای آبیاری و دیگر مصارف مورد استفاده قرار بگیرد. قسمت انتهایی قنات ، پیشکار قنات نامیده می‌شود که در آخرین قسمت آن ، مادر چاه قنات قرار گرفته است. قسمتهایی از قنات که با حفر آنها هنوز آب بیرون نمی‌آید “خشکه کار” و قسمتی که آبدار است (قسمت انتهایی) قسمت “آبده قنات” نامیده می‌شود.

حفر قنات

حفر قنات معمولا از مظهر ان که همان سطح زمین است و خشک می‌باشد، شروع و به مناطق آبده مادر چاه ، ختم می‌شود. بنابراین ، اول دهانه قنات یا هرنج که خشک است و بعد اولین چاهها یا میله‌ها که اینها هم خشک است و آب ندارد و به اصطلاح قسمت خشک کار قنات نامیده می‌شود، حفر می‌شود. بعد کار به طرف قسمت بالا دست که همان قسمتهای آبده و بیشتر آبده زمین باشد، ادامه پیدا می‌کند.

تصویر  

 

طول و عمق قنات

طول یک رشته قنات که در میزان آبدهی آن نیز موثر است، نسبت به شرایط طبیعی میزان متفاوت است. این شرایط بستگی به شیب زمین وعمیق ما در چاه دارد. از طرف دیگر هرچه سطح آب زیرزمینی پایینتر باشد، عمق مادر چاه بیشتر می‌شود. طویلترین قناتی که تاکنون در ایران حفر شده ، در حوالی گناباد از توابع خراسان است که ۷۰ کیلومتر طول آن است و عمیقترین مادر چاه قناتهای ایران به روایتی ۴۰۰ متر و به روایت دیگر ۳۵۰ متر عمق دارد و آن مربوط به قنات “قصبه” گناباد است. مهمترین عاملی که طول قنات را مشخص می‌کند، شیب زمین می‌باشد. هرچه شیب زمین کمتر باشد طول قنات بیشتر و هرچه شیب بیشتر باشد طول قنات کمتر خواهد بود.

محاسن و مزایای قنات

سیستم استخراج در قنات طوری است که آب بدون کمک و صرف هزینه فقط با استفاده از نیروی ثقل از زمین خارج می‌گردد. با توجه به چاهها و قناتهای موجود ، آب قنات در مقابل آبی که از چاه استخراج می‌شود، ارزانتر تمام می‌شود. آب قنات دائمی است و در مواقع اضطراری کشت و احتیاج زراعت در مواقع حساس به آب ، قطع نمی‌شود. منابع آب زیر زمینی توسط قنات دیر تمام می‌شود و استفاده طولانی دارد، هر چند بطور دائم چه مصرف شود و چه شود، خارج می‌گردد. قنات دارای مزایای بسیاری زیادی است که در اینجا فقط به تعداد محدود از آنها اشاره شد.

معنی سنجد درلغت نامه ها

سنجد

/senjed/

معنی

۱. درختی کوتاه و خاردار با برگ‌های شبیه برگ بید، گل‌های خوشه‌ای سفید و خوشبو.
۲. میوه‌ای کوچک با پوست سرخ‌رنگ و مغز سفید و آردمانند شیرین که یک هستۀ دراز سخت دارد؛ چوب‌دانه؛ پستانک؛ پستنک.
⟨ سنجد تلخ: (زیست‌شناسی) درختی با گل‌های بنفش معطر و میوۀ بیضی‌شکل و آب‌دار و سمی که در نواحی شمال ایران و اطراف تهران می‌روید. پوست و ریشه و برگ و میوۀ خشک آن در طب به عنوان مسهل و ضد کرم به کار می‌رود، شل‌سنجد؛ زیتون تلخ؛ شیطان‌زیتون؛ آزاددرخت؛ آزادرخت.
سنجد گرگان: (زیست‌شناسی) = عناب

سنجد

فرهنگ فارسی معین

(سِ جِ) (اِ.)درختی است کوتاه و پر – خار، برگ هایش شبیه برگ بید و گل هایش خوشه ای سفید یا زرد، میوه اش کمی بزرگتر از فندق با پوسته قرمز رنگ و نازک و آردش نسبتاً شیرین است . بل ، ضرع الکلیه ، زقوم ، پستانک ، غبیده نیز نامیده می شود.

  •  

     

    سنجد

    لغت‌نامه دهخدا

    سنجد. [ س ِ ج ِ ] (اِ) درختی است از تیره ٔ سنجدها که نزدیک به تیره ٔ زیتونیان میباشد. درختی است کوتاه و پرخار و برگهایش شبیه برگ بید و گلهایش خوشه ٔ سفید یا زرد و بسیار خوشبو است . میوه اش فندقه و دارای میان بر خوراکی و آردی نسبتاً شیرین است . درخت س…

  •  

     

    سنجد

    لغت‌نامه دهخدا

    سنجد. [ س ِ ج ِ ](اِخ ) دهی است از دهستان قوشخانه ٔ بخش باجگیران شهرستان قوچان . دارای ۴۹۱ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت ، مالداری ، جوال بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

  •  

    Elaeagnus

    سنجد

    واژه‌های مصوّب فرهنگستان

    [زیست‌شناسی- علوم گیاهی] سرده‌ای از سنجدیانِ درختی با برگ‌های براق نقره‌ای و گل‌های معطر و میوۀ شفت

  • سنجد

    لهجه و گویش تهرانی

    میوه درختی شبیه بید

     

    سنجد

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) (زیست‌شناسی) senjed ۱. درختی کوتاه و خاردار با برگ‌های شبیه برگ بید، گل‌های خوشه‌ای سفید و خوشبو.۲. میوه‌ای کوچک با پوست سرخ‌رنگ و مغز سفید و آردمانند شیرین که یک هستۀ دراز سخت دارد؛ چوب‌دانه؛ پستانک؛ پستنک.⟨ سنجد تلخ: (زیست‌شناسی) درختی ب…

     درخت سنجد

    سِنجـِد گونه‌ای از سردهٔ سنجد و بومی آسیای غربی و مرکزی، افغانستان، از جنوب روسیه و قزاقستان تا ترکیه و ایران است. در حال حاضر به طور گسترده‌ای در آمریکای شمالی نیز به عنوان گونه معرفی شده تثبیت شده است. سنجد یکی از مواد هفت‌گانه سفره هفت‌سین ایرانی‌هاست.

    elaang_aspect01
     

    سنجد  – wild oliveنام علمی :Elaeagnus angustifolia L


    نام خانواده ( تیره ) : Elaeagnaceae


    بومی منطقه :پراکنش جهانی این گونه جنوب اروپا ، غرب آسیا است ، در ایران نیز پراکنش قابل توجهی دارد ، اغلب در استان ها زیر درختان کاشته شده  آن مشاهده  می شود . آذربایجان ، کردستان ، همدان ، اصفهان ، فارس ، خوزستان ، خراسان ، سمنان ، تهران ، کرمان و یزد

  • مشخصات گیاه :

    درختی کوچک با ۷ تا ۱۲ متر ارتفاع و خزان کننده ، به ندرت به صورت درختچه دیده می شود . شاخه های آن درخشان و اغلب قهوه ای تیره و شاخه چه ها کرک های شوره سری و به رنگ خاکستری – نقره ای دارندبرگ  : 

    برگ ها سرنیزه ای ، یا بیضوری ، پوشیده از کرکهای شوره سری برنگ نقره ای ، اغلب کوتاه تر از ۴ سانتی متر ، روی سطح فوقانی خاکستری – مایل به سبز روشن ( درخشان ) در سطح تحتانی نقره ای رنگگل : 

    گل ها منفرد ، بدون گلبرگ ، کاسبرگ ها لوله ای ، با سطح درونی زرد رنگ ، سطح بیرونی نقره ای رنگمیوه :

    میوه ها شفت تخم مرغی شکل با حدود یک سانتی متر طول هستند  ، که در ابتدا رنگ نقره ای مایل به هنگام رسیدگی رنگ قهوه ای با بخش گوشتی آردی شکل دارند

    روش ازدیاد گیاه : 

    کاشت بذر و قلمه

    کاربرد : 

    در آسیای مرکزی ،  یک محصول مهم و یک منبع مواد پروتئین و قندی و معدنی در کاروان های مسافرتی به شما می امد و میوه های خشک آن آسیاب و تبدیل به آرد می شد . برای تزییین باغ ها بعلت تاج نقره ای رنگش بخصوص در روزهایی که باد می وزد ، بسیار با ارزش است

    نیاز ها : این درخت نسبت به خشکی مقاوم است و آلودگی های جوی را تحمل می کند
    منبع : کتاب درختان و درختچه های مناطق معتدله و سردسیر  / مهندس اسماعیل محمدی بیلانکوهی

    شهرستان شهرضا

موقعیت جغرافیایی شهرستان شهرضا

* موقعیت: 

۸۰ کیلومتری جنوب مرکز استان، ازشمال وشرق به شهرستان اصفهان، ازجنوب به شهرستان آباده (استان فارس)، ازجنوب غربی به شهرستان سمیرم، ازغرب به شهرستانهای مبارکه و دهاقان محدود می باشد.

وسعت شهرستان : حدود ۲۸۲۰ کیلومتر مربع

ارتفاع متوسط از سطح دریا : ۱۸۲۵متر

طول شرقی : ۵۱ درجه و۵۲ دقیقه

عرض شمالی : ۳۲ درجه و۱ دقیقه

جمعیت: ۱۴۹۵۵۵ نفر (سرشماری سال۱۳۸۵)

جمعیت شهری : ۱۳۰۰۳۷ نفر

جمعیت روستائی: ۱۹۵۱۸ نفر

مدیریت آب در فرهنگ کشاورزان شهرستان شهرضادرزمان قدیم

شهرستان شهرضا به دلیل موقعت جغرافیایی ونبود چشمه سارها ورودخانه دایمی ,داری رشته قنات های بیشماری است.در زمان قدیم کشاورزان شهرضا ارزش آب را می دانستند.به همین خاطر آب را از مظهرقنات تا مقصد به درستی مدیریت می کردند.کشاورزان می دانستند یکی از بیشترین مقادیر هدر رفت آب به دلیل تبخیر اب هست.وکشاورزان به خوبی دریافته بودند که باسیت جلوی تبخیر آب را بگیرند.راه حل کاشت در ختانی مقاوم به خشکی و بدی هوابود.ودرخت سنجد مناسب این کار بود.ودرخت سنجد را دو طرف جوی آب کشت می کردند.تاسایه درختان سنجدباعث کاهش تبخیرآب شود.که تا الان درجاهایی ازشهرستان شهرضا,هنوز این فرهنگ حفظ شده است.وانشا اله این مطلب باعث ثبت این فرهنگ درآثار غیرملموس میراث فرهنگی حفظ شود.من همه صحراهای شهرضا را بررسی کرده ام.ونشانه ها ی این فرهنگ را دیده ام.در صحرای موغان ,در روستاهای دهستان منظریه وغیره

درخت های سنجدکنار جوی اب-دهستان منظریه

درخت های سنجدکنار جوی اب-دهستان منظریه