Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

مراسم ازدواج در شهرستان شهرضا

این مراسم ازچهل سال به قبل دربین خانواده ها اجرا می شده است.وقتی خانواده ای پسری داشتند و پدر ومادر پسر را برای ازدواج آماده می دیداند ؛پدر ومادر در خلوت باهم صحبت می کرداند و چند خانواده را که دختری  به سن ازدواج داشتندمورد ارزیابی وبررسی قرار می داداند.درآن زمان خانواده ها بیشتر درمیان فامیل برای پسرشان ,عروسی مناسب انتخاب می کرداند.پس از مشورت هایی که میان پدرومادر پسر صورت انجام می گرفت و درنتیجه خانواده ای را درنظر می گرفتندو پدر داما اول نزد پدر دختر ی که دخترشان را برای همسری پسرشان پسند کرده بوداند می رفت و به پدر عروس آینده پیشنهاد دامادی وغلامی پسرشان را می داداندوپدر عروس جواب می داد که من باید با خانواده خود مشورت کنم وخبرش را به شما می دهم .پس از دو الی سه روز پدر داماد نزد پدر عروس آینده می رفت وجواب مثبت با منفی می گرفت. پدرعروس جواب مثبت می داد ,آن وقت پدرداماد خبررا به همسرش می داد.اگر مادرداماد دختر بزرگی داشت باهم به خانه ی  عروس می رفتند وآنهاهم باهم حرف هایی می زاند.و قرار می گذاشتندکه شبی بزرگترهای فامیل هردوطرف درخانه ی  عروس دورهم جمع شوندورسما خواستگاری کنند.این جلسه به نام کدخداگی نام داشت.دراین جلسه حرف هایی رد وبدل می شد وقباله ی مهریه عروس مطرح می گردید,در این دوره سکه وطلا مرسوم نبودواگرکسی ملکی,زراعتی,خانه ای داشت ,یک مقداری  از این ها را باهم  توافقی به عنوان مهریه عروس تعیین می کرداند.ودرهمان مجلس یا در وقت دیگری شبی را برای مجلس عقد تعیین می کرداند.مراسم عقد شلوغتراز مراسم کدخداگی بودوعده ی زیادتری با وعده ی قبلی به خانه ی عروس می رفتندودرآن مجلس یک روحانی وسردفتردار بادفترمی آمداندوصیغه ی عقد را جاری می کرداند.شیرینی وآجیل مجلس عقد برعهده ی خانواده ی داماد بودودرمجلس عقد شیرینی وآجیل رابین مهمانان تقسیم می شد.درآن زمان خرید قبل ازمجلس عقدونه تالاررسم نبودو بعداز مجلس عقد رسم نبود که عروس وداماد تا شب عروسی  هم را ببینند.

شبی را که برای مجلس عروسی بین خانواده داماد وعروس تعیین می شد؛دو شب جلوتر بزرگترهای فامیل به همراه جوانان ونوجوانان به خانه ی عروس می رفتندواین جهیزیه را به صورت جهازنامه روی کاغذ می نوشتندوپس ازنوشتن جهیزیه رابه خانه داماد می برداند.جهیزیه آن زمان مثل الآن کمرشکن نبود و فقط لوازم ضروری ومورد احتیاح زمانه ی خود , به عنوان جهیزیه به خانه دامادمی براندواماخانه ی داماد هم یک اتاقی بیش درخانه ی پدریش نبود.

یک شب قبل از عروسی مراسمی بود که به عنوان حمام دزه معروف بود واین رسمی است که درجاهای دیگر حنا بندان معروف بود.آن زمان حمام های عمومی در هر محله رونق داشت ودر آن شب رسم براین بود که عروس به همراه نزدیکان به حمام ببراندو و مقداری غذا از طرف خانواده ی داما برای شام به خانه عروس می برداندودرآن شب شادی وپایکوبی می کرداند.

مراسم عروسی آن زمان درخانه ها برگذارمی شدوهر کدام از خانواده ها مراسم را جداگانه برگذار می کرداندواگر خانواده داماد یا عروس خانه ای بزرگ برای مراسم عروسی نداشتند ,چند روز زودتر همسایه ها به آنها پیشنهاد می داداند که مراسم را در خانه ی آنها برگذار کنند.

درشب عروسی رسم بود که هم عروس وهم دامادرا به حمام ببراندوبرای بیرون آوردن داماد یا عروس نزدیکان واقوام و دوستان درسردر حمام جمع می شداند وبا شادی پایکوبی آنهارا تا محل عروسی همراهی می کرداند.البته حمام ها جداگاته بود.لباس هایی که از طرف خانواده ی عروس تهیه شده بود در حمام دونفرلباس ها را به تن داما د می پوشانداندوازطرف خانواده ی عروس یک,یک پیراهن یا زیرپیراهن هم برای ساق دوش های داماد می گذاشتند.

پس از صرف شام که رسم بود شام خانواده ی عروس هم از طرف خانواده ی داماد باشد.بزرگان فامیل داماد وهمه دوستان وخویشان به خانه ی محل مراسم عروس می رفتندودرآنجا قباله وجهازنامه به امضاءداماد می رسیدوپس از بررسی ودرست بودن امضاءاجازه خروج عروس با ذکر یک صلوات داده می شد.واز در خانه ی محل مراسم عروس تا چند قدمی خانه داماد شادی وپایکوبی وضربی نواخته می شد.خانه داماد چراغانی شده برای ورود عروس بود.گوسفندی جلوی عروس ذبح می شدوپس از خوشامد گویی از طرف داماد عروس وارد خانه ی داماد می شد و اقوام ودوستان به خانه هایشان می رفتند.

روز سوم عروسی که صبح سوم نیزمی گفتند رسم براین بودداماد و عروس به همراه خویشان داماد به خانه ی پدر عروس بروند. که پدر عروس جلوی داماد گوسفندی ذبح  می کردو پدر عروس سفره ای از شیرینی وآجیل برای داماد وعروس وخویشان پهن کرده بودوآزآنها پذیرایی می کرد.در شب روزسوم پدر عروس داماد و خانواده اش وکسانیکه در مجلس عروسی بوداندبرای شام مهمانی می داد.وداماد وعروس تا پایان عمر زیریک سقف بدون جنجال وطلاق درکنارهم زندگی می کرداند.

محقق ونویسنده:عمادالدین منصف

دیدگاهتان را بنویسید

رفتن به نوارابزار