گذری بر مطبوعات شهرضا

کی از مهمترین ابزارهای شناخت مسائل جاری و شرایط حاکم بر اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر جامعه ای مطبوعات می باشد. بررسی و تبین جنبش های فکری و تحولات اجتماعی، سیاسی جوامع بدون بررسی متون مطبوعات و مددگرفتن از آنها میسر نمی باشد. بدین سان برای شناخت اوضاع یک جامعه و بررسی دقیق رخدادهای تاریخی، اجتماعی، توجه به روزنامه ها به عنوان یکی از منابع مکتوب دست اول، امری ضروری می باشد. با نگرشی کلان به مقوله فرهنگ، اهمیت حیاتی مطبوعات در سطح جهانی و ملی برای مخاطبان رسانه هویدا می شود.
لیکن موضوعی که کمتر به آن پرداخته شده است، نقش مطبوعات محلی در تراوش فکری و رشد خلاقیت های اقشار جامعه می باشد. نشریات محلی در ترویج فرهنگ قومیت ها و در راستای اتحاد ملی، ترقیق تعصبات قومی و تغلیظ هویت ملی تاثیر بسزایی دارد. اما برای دستیابی به اطلاعاتی متقن و صحیح، آشنایی کامل با دوره تاریخی انتشار روزنامه، شناخت دیدگاه های فکری مدیرمسئول و سردبیر روزنامه، ضروری است، تا بتوان تحلیل و نتیجه درستی از اطلاعات موجود در مطبوعات به دست آورد. نظر بر آن است، در این مقاله سیری بر تاریخچه مطبوعات شهرضا از آغاز تا پایان دوران حکومت پهلوی داشت. اما شایان ذکر است، تنها شهرضا در استان اصفهان در نشر روزنامه پیشگام نبوده، بلکه در این مقطع زمانی روزنامه هایی وزین و پرمحتوایی با عناوین صدای لنجان به مدیر مسئولی رضا صالحی و پیکار لنجان با مدیریت مهدی مولایی در شهرستان لنجان انتشار یافت. این هفته نامه ها ناشر افکار و عقاید مردم لنجان بود.
نگاه ویژه این هفته نامه ها، به وضیعت فرهنگی و سیاسی لنجان ستودنی می باشد. شهرکرد نیز با داشتن دو هفته نامه با عناوین کولاک با مدیریت خدارحم قاسمی وگنج کوهرنگ با مدیرمسئولی رحمان گنجی نیز از پیشروان عرصه مطبوعات در میان شهرستان های استان اصفهان، در دوره پهلوی می باشد. این دو هفته نامه بیشتر به وضعیت معیشتی و اقتصادی و کشاورزی منطقه می پردازد. البته نگاهی ویژه به مسائل سیاسی روز داشت و دیدگاه ملی گرایی مدیران روزنامه به خوبی در گزارش های خبری آن جریده هویدا می باشد.کاشان نیز از آنجا که دارالمومنین و از قدیم الایام دیار علم و دانش بوده است، نگاهی وپژه به جرائد داشت. مدیران و نویسندگان، همچنین مردم به اهمیت نشر آن واقف بودند و از هیچ کوششی برای نشر آن جرائد دریغ نمی کردند. روزنامه های وزین و پرمحتوای نجات کاشان، شفق کاشان و ثریا در این دیار در مقطع زمانی ذکر شده نشر می یافت و با استقبال بی نظیری روبرو شد. حتی شماره هایی از این هفته نامه ها به اصفهان و پایتخت ارسال می گشت.
شهرضا از گذشته تاکنون، یکی از قطب های فرهنگ و هنر استان اصفهان به شمار می رود. این شهرستان در ۷۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان واقع شده است. طی سال های ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷ه.ش، روزنامه های وزینی، با عناوین هشت بهشت، ندای شهرضا، شکوه شهرضا، روزنامه شهرضا، بهبود، پهلوان، طلایه امید در شهرضا انتشار یافت. شرحی در باب روزنامه های شهرضا هشت بهشت حسین معین زاده مدیر مسئول روزنامه هشت بهشت، متولد ۱۲۸۱ ه.ش،در خانواده ای اهل علم به دنیا آمد. از اوان کودکی در مدارس علوم قدیمه به فراگرفتن خواندن و نوشتن زبان فارسی پرداخت و تا ۱۵ سالگی کتب امثله و صمدیه و سیوطی را نزد آقا شیخ فضل الله خوانساری و میرزا ابراهیم دری تعلیم دید. وی در ۱۸ سالگی یک باب آموزشگاه ملی در اصفهان افتتاح نمود و این محل را به تحصیل سالخوردگان، اختصاص داد. معین زاده در سال ۱۳۱۷ ه. ش، دیپلم ادبی دریافت نمود و به ریاست فرهنگ اردستان منصوب گردید. از آنجایی که معین زاده همواره دغدغه آموزش و پرورش داشت، دیری نگذشت که آموزشگاهی به نام آموزشگاه کارمندان فرهنگ، در شهرضا بنا نمود. این آموزشگاه هنوز پابرجا است و اکنون به نام دبیرستان نظام وفا خوانده می شود.
معین زاده چند سالی را در شهرضا خدمت کرد، اما پس از مدتی به اصفهان منتقل شد و از طرف دکتر کیان به ریاست فرهنگ شهرضا منصوب شد. میهن دوستی و ارادت ویژه معین زاده به زادگاهش وی را ترغیب کرد تا روزنامه هشت بهشت را به صورت هفتگی منتشر کند و در رشد علمی، ادبی و اجتماعی شهرضا گامی بردارد. دیدگاه مذهبی وی به خوبی در مطالب روزنامه انعکاس یافته است (معصومی زاده.۱۳۹۰: ۳۵۴؛ سالنامه فرهنگی شهرضا، ۱۳۳۶: ۷۰).
معین زاده با وجود نرم خویی، در عقاید خود با صراحت و محکم بود. با مفساد اجتماعی و بی دینی، سخت مقابله می کرد و چون احساس کرد انتشار روزنامه، وسیله ای مناسب برای مبارزه با شبهات افراد ریاکار و بی عمل و همچنین آگاهی بخشیدن به جامعه بی خبر است، بنابراین روزنامه هشت بهشت را با قطع ۲۵در ۳۷ سانتیمتر در ۲ برگ و چهارصفحه به مدیریت خود منتشرکرد. این روزنامه از سال ۱۳۳۰ ه.ش تا سال ۱۳۳۲ ه.ش انتشار یافت. در غالب شماره های این روزنامه تذکرات دینی، اخلاقی، تاریخی مشهود است. مدیر مسئول این روزنامه سعی بر آن داشت تا نگاه خوانندگان را به جهان آخرت و راه های نزدیک شدن بیشتر به خداوند برای ورود به بهشت معطوف کند. معین زاده بر این عقیده بود کودکان باید از شش سالگی با جایگاه ابدی انسان، سرای آخرت آشنا شوند. بنابراین سعی بر آن داشت از روزنامه به عنوان یک منبع، اندیشه های مذهبی خوانندگان را تقویت کند(برزین، ۱۳۷۱: ۴۳۰؛ سالنامه فرهنگی شهرضا، ۱۳۳۶: ۷۰).
ندای شهرضا مهدی مولایی، مدیر مسئول روزنامه ندای شهرضا، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرضا به پایان برد و فوق دیپلم گرفت. وی نخستین کسی بود که در شهرضا به فکر تاسیس چاپخانه و کتابفروشی بزرگ افتاد. مهدی مولایی با مشقت فراوان در سال ۱۳۳۰ ه.ش، چاپخانه ای به نام موسسه ی چاپ و انتشارات ندای شهرضا را تاسیس نمود و در کنار چاپخانه، کتابفروشی بزرگی نیز دایر کرد. مولایی تمایل به خط مشی آمریکایی ها داشت و همواره اقتصاد و صنعت امریکایی را می ستود. این تفکر به خوبی در انتشارات مهدی مولایی مشهود است. به همین جهت مورد انتقاد و بی مهری بازاریان قرار می گرفت. مولایی فردی مطلع از جریانات سیاسی زمان خود و اهل مطالعه بود. وی معتقد بود انتقاد را نباید با فحش و ناسزاگویی و روزنامه نگاری را نباید با غرض ورزی مخلوط کرد(روزنامه شهرضا، ۱۴ آبان ۱۳۸۴، ش ۳۶۴).
اولین شماره ی ندای شهرضا در تاریخ ۹/۹/ ۱۳۳۰منتشر شد. ندای شهرضا مدت ۱۷ سال به طور مرتب با قطع ۲۷ در ۳۸ سانتیمتر به صورت هفتگی در چهار یا هشت صفحه منتشر می شد. برخی از شماره های این روزنامه با چاپ رنگی که با امکانات آن زمان بسیار دشوار بود، منتشر می گشت. تیتراژ ندای شهرضا ۱۰۰۰عدد بود. قطع ندای شهرضا در سال های آخر بزرگتر شد و با قطع ۳۲ در ۵۰ سانتیمتر در چهار صفحه به طبع می رسید. این نشریه بیشتر جنبه محلی داشت. آخرین شماره آن شماره ی ۷۵۳ در آبان ۱۳۴۷ ه.ش انتشار یافت و سپس تعطیل شد(معصومی زاده، ۱۳۹۰: ۳۳۸؛ روزنامه شهرضا، ش ۳۶۴).
شکوه شهرضا حسین شکوه در ۱۲۹۷ ه.ش در شهرضا به دنیا آمد. وی از کودکی روحیه ای کنجکاو و علاقمند به کسب دانش داشت. حسین در کودکی از وجود نعمت پدر محروم گشت، اما نبود پدر، مانع از تحصیل وی نشد. او با تلاش و مشقت بسیار موفق به اخذ گواهی نامه ابتدایی شد، سپس به استخدام رسمی وزارت اقتصاد و دارائی درآمد و در شهرضا اشتغال یافت. او ابتدا در اصفهان ممیز مالیات شد، سپس به سمت رئیس اقتصاد و دارائی شهرستان بروجن رسید.
هنوز چند صباحی از کارکردن حسین در بروجن نگذشته بود که به شیراز منتقل شد. طبع انتقادجوی وی باعث شد تا چندین بار به شهرستان های لار و بندرعباس تبعید شود. از آن جا که حسین شخصیتی پویا، سخت کوش با کوله باری از تجربه داشت، ترغیب به انتشار روزنامه ای محلی در زادگاهش شد.( در زمان نخست وزیری دکتر محمد مصدق کارمندان دولت مجاز به اخذ امتیاز انتشار روزنامه بودند). حسین در سی و سومین سال زندگیش موفق به انتشار روزنامه شکوه شهرضا گشت. روحیه انتقادی حسین به خوبی در این جریده هویدا می باشد. نگرش نویسنده، انعکاس معضلات اجتماعی همراه با نگاهی انتقادی است. البته خط مشی جهت گرای این جریده را نمی توان نادیده انگاشت، زیرا در غالب شماره ها به نفع انتخابات کیان( نماینده شهرضا) مقاله می نوشت و طرفدار اصلی آنها بود. پس به یقین دیدگاه سیاسی در مطالب این روزنامه مشهود است.
روزنامه شکوه شهرضا با قطع ۳۵ در ۵۰ سانتیمتر در دو برگ در اصفهان منتشر شد. ترتیب انتشار این روزنامه به صورت هفته نامه بود. از این روزنامه تنها سه شماره بیشتر چاپ نگردید و تعطیل شد. این روزنامه مجوز رسمی از اداره فرهنگ( آموزش و پرورش) داشت. در مورد تعویق موقت انتشار این روزنامه در شماره سوم (۱۳۳۱ه.ش) این طور می نویسد: « به علت اینکه چاپخانه ی شهرضا بو اسطه نداشتن حروفچین و فرم بند قادر به انجام این وعده نگردید این روزنامه مجبور شد که با یکی از چاپخانه های اصفهان قراردادی جهت چاپ این جریده برقرار سازد و این مهم باعث شد عده ای افراد معلوم الحال شایعه توقیف جریده را بنمایند و مدیر روزنامه آن را تکذیب کرد». گوشه سمت چپ روزنامه شکوه شهرضا «نصرمن الله و فتح قریب » درج می شد. محل اداره این روزنامه، قسمت فوقانی گاراژ دانش در شهرضا بود( روزنامه شکوه شهرضا، ۱۳۳۱: شماره ی ۳).
شهرضا نخستین روزنامه ای که در شهرضا منتشر شد، شهرضا نام داشت. این روزنامه به مدیریت شادروان سیدجلال الدین تقوی فرزند آقاسید محمدتقی قمشه ای ادره می گردید. سیدجلال الدین تقوی در سال ۱۲۸۶ ه.ش. در شهرضا به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در شهرضا، به مدت ۷ سال در مدرسه جده بزرگ اصفهان و مدرسه عالی سپهسالار تهران به تحصیل فقه، منطق و عربی اشتغال داشت. سیدجلال الدین در سال ۱۳۰۷ ه.ش. از مدرسه عالی سپهسالار فارغ التحصیل شد و در آبان همان سال به استخدام وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) در آمد. وی به مدت سی سال در سمت های مختلف، آموزگاری، مدیریت دبستان خیام شهرضا، نمایندگی اوقاف شهرضا، کفالت فرهنگ شهرضا، مدیریت آموزش و تعلیمات اجباری، نمایندگی فرهنگ حومه شهرضا مشغول انجام وظیفه بود و در سال ۱۳۳۷ه.ش بازنشسته شد. سیدجلال الدین تقوی در سال ۱۳۱۶ ه.ش. به دریافت مدال درجه اول علمی نائل گردید. سیدجلال الدین تقوی در دوران خدمت موفق به انتشار روزنامه شهرضا گشت. وی از سال ۱۳۰۸ با روزنامه اخگر که در اصفهان منتشر می شد و بعد به روزنامه اصفهان تغییر نام یافت همکاری کرد و برخی از اشعارش در این روزنامه چاپ می شد. تقوی در سال ۱۳۳۰ ه.ش امتیاز روزنامه شهرضا را به دست آورد. روزنامه شهرضا با قطع ۳۲ در ۵۰ سانتیمتر در چهار صفحه، از سال ۱۳۳۰ ه.ش تا سال ۱۳۳۳ه.ش، چاپ و منتشر می شد. تیراژ این روزنامه ۵۰۰ عدد بود و نسخه هایی از آن به شهرهای اصفهان، تهران و شیراز ارسال می گشت(سالنامه حوزه فرهنگی شهرستان شهرضا، ص ۱۲۶). اولین شماره این روزنامه در تاریخ ۱۴/۶/۱۳۳۰ از طبع خارج و به دست مردم رسید. مدیر مسئول روزنامه بارها، هدف از انتشار این روزنامه را انعکاس مقالاتی در حوزه فرهنگ و ادب و اخلاق ذکر کرده بود. اما در روزنامه شهرضا علاوه بر چاپ مقالاتی در حوزه فلسفه، منطق، دین و ادبیات، به اخبار سیاسی مربوط به شهرضا و کشور پرداخته می شد و حتی در بیشتر شماره ها ارجعیت با مطالب سیاسی روز بود. اغلب مقالات را خود تقوی می نوشت. این روزنامه طرفدار دکتر مصدق بود و خوانندگان زیادی داشت. تقوی خود در زمره طرفداران دکتر مصدق بود و این علاقه به خوبی در مطالب روزنامه مشهود می باشد.سیدجلال الدین تقوی، مدیر مسئول روزنامه شهرضا در چهاردهم آذرماه ۱۳۷۴ ه.ش بدرود حیات گفت. روانش شاد.(روزنامه شهرضا، شماره سوم؛ معصومی زاده،۱۳۹۰: ۲۸۴).
بهبود روزنامه بهبود به مدیریت ابوالقاسم رضایی در سال ۱۳۳۱ه.ش در شهرضا منتشر شد. ابوالقاسم رضایی در سال ۱۲۸۱ در شهرضا متولد شد. وی فرزند محمدحسین خان بود. رضایی دوران تحصیل را در مدرسه ای که به شیوه مدارس امریکایی برپا می شد،سپری کرد، وی زبان فرانسه و عربی را به خوبی آموخت. ابوالقاسم رضایی به دلیل فوت پدر و سرپرستی برادران از سن پانزده سالگی مجبور به انتخاب کار دولتی گردید و در زمره کارمندان اداره آمار و ثبت احوال در آمد. وی در امور اجتماعی و سیاسی نیز شرکت داشت و در فن خطابه متبحر بود. رضایی در فعالیت هایی موسوم به خانی و مسجدی دوران خود شرکت یافت و همراه با مسجدی ها به مبارزه با خان پرداخت. ابوالقاسم رضایی در یک دوره به عنوان عضوی از اعضای شهر شهرضا انتخاب شد. رضایی روزنامه بهبود شهرضا را با همکاری جمعی از نویسندگان شهرضایی منتشر می کردکه مورد استقبال اکثر اهالی شهر واقع گردید. ستون « خورجین ملا» را خود رضایی می نوشت. این روزنامه در تنویر افکار مردم بسیار موثر بود. رضایی مقالات زیادی در نشریه ها می نوشت. وی افکارش متمایل به چپ بود و در غالب نشریه ها یی که به قلم وی بود انعکاس یافته است. روزنامه بهبود کثیرالانتشار نبود، نشریه ای محلی و متمایل به چپ بود. این نشریه از روزنامه های خوب، سیاسی و اجتماعی شهرضا بود که بیش از ۱۰ شماره با مجوز اداره فرهنگ چاپ نشد و به علت عدم تمکن مالی مدیر، این روزنامه تعطیل گشت(سالنامه حوزه فرهنگی شهرستان شهرضا، ص ۱۴۹؛ معصومی زاده، ۱۳۹۰: ۱۸۶).
پهلوان صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه پهلوان، عنایت الله امام، فرزند امام جمعه اباده، رئیس اداره فرهنگ شهرضا بود. وی ظرف یک سال ریاست خود، در باب ترقی و تعالی فرهنگ شهرضا متحمل زحمات زیادی شد، وی نسبت به حسن اداره ی امور دبیرستان های شهرضا توجه و اقدام قابل تحسینی به عمل آورد. از وقایع زمان ایشان تاسیس دبیرستان نظام وفا است. عنایت الله امام، پس از خدماتی که در شهرضا انجام داد، به ریاست فرهنگ آباده منصوب شد. عنایت الله امام مکررا، مطبوعات را ابزاری مهم در جهت رهایی ملت ایران از یوغ اسارت و بندگی می داند و تاکید زیادی بر آن داشت که مطبوعات و روزنامه نگاری می بایست، از هرگونه اغراض شخصی و منافع فردی به دور باشد. از روزنامه پهلوان تنها یک شماره منتشر شد و جون اقبالی از طرف مردم نشد، تعطیل گردید.کیوانی«، ۱۳۴۷: ۱۴۴؛ معصومی زاده ، ۱۳۹۰: ۱۹۷). طلایه امید صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامه، سیف الله صدری بود. وی فرزند محمد ابراهیم و متولد شهرضا بود. سیف الله صدری دوره دبستان را در شهرضا گذراند و مقدمات عربی و قران، صرف و نحو را نزد مرحوم سیدعلی اکبر رهنما فرا گرفت. صدری در شهریور ۱۳۳۰ ه.ش ، امتیاز روزنامه طلایه امید را گرفت. این روزنامه در چاپخانه امامی اصفهان با تیراژ ۱۰۰۰ شماره با قطع ۳۰ در ۴۴ سانتیمتر، منتشر می‌شد.
سردبیر روزنامه یکی از دبیران فرهنگی اصفهان با نام مسعود صدری بود. مسعود صدری، لیسانسیه حقوق و رئیس تعلیمات اداره آموزش و پرورش اصفهان بود. مسعود با خان کیان، مخالف بود و مقالات کوبنده و انتقادی درباره کیان می نوشت. خان کیان دسترسی به مسعود صدری نداشت و همین باعث شده بود مقالات مسعود درباره خان کیان هر روز خصمانه تر از دیروز باشد. مدیر مسئول و سردبیر روزنامه طلایه امید از طرفداران دکتر مصدق به شمار می آمدند. این روزنامه در شهرضا، سمیرم، دهاقان توزیع می شد و خواننده داشت. دیدگاه این نشریه، انعکاس افکار و نظریات عالی و اصلاحی مردم بوده است و ارزش واقعی روزنامه را به انعکاس وقایع پیرامون می داند(مصطفی مجرد، ۱۸ تیرماه ، ۱۳۹۴). روش انتشار این روزنامه، انتقادی، سیاسی، ادبی و اجتماعی بوده که هر هفته منتشر می شد. از این نشریه مجموعا ۴۹ شماره منتشر شده و تعطیل گشت، علت آن هم لغو قانون امتیاز روزنامه برای کارمندان دولت بوده است. هر شماره از این نشریه گواهی از عقاید و نمایشی از شخصیت ناشر این جریده می باشد. بالای صفحه اول طلایه امید « خدا، شاه، میهن» نوشته شده است. مندرجات اولین شماره این نشریه چنین آمده است: تضمین غزل سعدی، احترام به قانون را مراعات نمائید( معصومی زاده، ۱۳۹۰: ۲۹۴).
روزنامه پدیده ای فرهنگی است، سطح فرهنگ و مطالبات هر جامعه در رشد و افول این پدیده تاثیر بسزایی دارد. قوت و تاثیر آن در جامعه به دیدگاه مدیرمسئول، سردبیر، بستر سیاسی و فرهنگی که روزنامه در آن انتشار می یابد و همچنین مدت زمان انتشار روزنامه بستگی دارد. در این مبحث نظر بر آن بود تا با جایگاه اجتماعی، دیدگاه های روزنامه نگاران شهرضا و بستر فرهنگی و سیاسی جامعه مورد نظر آشنا شویم. منابع: برزین، مسعود(۱۳۷۰): شناسنامه مطبوعات ایران از ۱۲۵۸ تا ۱۳۵۷شمسی، بهجت، تهران. روزنامه شهرضا، ۱۴ آبان ۱۳۸۴ه.ش، ش ۳۶۴٫ سالنامه حوزه فرهنگی شهرستان شهرضا در سال ۱۳۳۶، اداره تربیتی و تبلیغاتی فرهنگ شهرضا،ص ۷۰٫ معصومی زاده، رضوان(۱۳۹۰): تاریخ مطبوعات اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، اصفهان. مجرد، مصطفی( ۱۳۹۴): ۱۸ تیرماه.

نوشته دکترمعصومه گودرزی