Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

خط سیاقی

مقدمه:

مختصری در باره خط سیاق

خط، به راستی یکی از ارزش های فرهنگی عظیم ا نسان به شمار می رود. سخن و نگارش را می توان دو مرحله اصلی از سیر تکاملی ارتباطات انسانی دانست . گاهی گفته شده است که زبان دارای سیر تکاملی موازی با وسیله سازی و ابزار سازی بدست بشر بوده است . این گفته بدان معنی است که بشر دوران پارینه سنگی همراه با ابزار سازی، اجزای سخن را نیز ساخت و صداهایی که حیوانات تولید می کردند توسط بشر بصورت حرف و کلمه و بالاخره سخن در آمده و بدین وسیله آدمی با ا نسان های دیگر ارتباط بیانی یافت . در دوران نو سنگی همزمان با پیدایش پیشه ها و تخصص های مختلف علائم تخصصی نیز در رشته های سفال سازی ، کشاورزی و بافندگی و ریسندگی پدیدار گشت.

شر اولیه بر روی دیوار های پناهگاههای خود نقاشی هایی از حیوانات ،گیاهان و انسان بوجود آورد . این مرحله را در واقع بایستی اولین قدم انسان در جهت ثبت وقایع و ارتباط با دنیای خارج دانست و بدین وسیله مقدمات پیدایش اولین خطوط در هزاره چهارم پیش از میلاد فراهم ساخت .

ابن ندیم نویسنده کتاب الفهرست از قول روزبه پارسی (ابن مقفع) دانشمند بزرگ ایرانی می گوید : ایرانیان برای نویسندگی در رشته های گوناگون ، هفت نوع خط داشته اند که متاسفانه بیش از سه نوع از آن خط ها برای ما باقی نمانده است.

سه خط باقی مانده عبارتند از:

۱-خط دین دبیره که برای نوشتن کتاب اوستا به کار می رفته . این خط دارای ۴۴ علامت است و هم اکنون نیز کامل ترین خط جهان است و به جز بعضی از حروف مثل ض ، ع یا حروف اختصاصی زبانهای دیگر که در زبان ایرانی نبوده ،از نظر واکه های صدا دار در جهان نظیر ندارد.

۲- خط آم یا هام دبیره خط عمومی کتاب ها و نامه ها بوده .

۳- خط گشته دبیره که برای نوشتن سنگ نوشته ها ،قباله ها و ،سکه ها به کار می رفته و شباهت به هام دبیره دارد.

الفبای هام دبیره با الفبای فارسی وجوه اشتراک دارد که فراگیری آن را برای فارسی زبانان آسان تر می کند.

در الفبای فارسی ۱۵ علامت وجود دارد که برخی از آن ها با اضافه کردن نقطه یا سرکش به صورت های گوناگون خوانده می شوند. به همین ترتیب علامات اصلی خط هام دبیره ۱۴ تا است که با تغییر اضافات بالغ بر ۲۴ حرف می گردد که برابر است با ۲۴ حرف زبان فارسی (حروف عربی مثل ض ،ع ….مورد نظر نیست)

نظر بعضی از محققین بر این است که الفبا حدود ۳۰۰۰سال قبل از میلاد در خاور میانه و از صحرای سینا پیدایش یافته و از آن جا توسط بازرگانان فنیقی به جا های دیگر رفته است و الفبای فارسی و عربی کنونی نیز از الفبای فنیقی ریشه گرفته است.

از زمان آمدن آریاییان به ایران خطی تا کنون به دست نیامده تا بتوان بر اساس آن قضاوت کرد . تاریخ پیدایش خط میخی برای نگارش زبان فارسی در عهد (۶۷۵-۶۴۰ ق . م ) و جانشین او آریا رامنه است .

از آثار جای مانده ماد ها ،این قوم دارای خط و کتابت بوده اند . خط و نگارش مادها بوده که بعدها منشا خط هخامنشی قرار گرفته است .لوحه های گلی و سنگ نوشته های فراوانی از دوره هخامنشی به دست آمده نمایش دهنده رواج خط و نگارش در فرهنگ هخامنشی است.

ایرانیان این دوره بیشتر از دو نوع خط استفاده می کردند یک خط میخی بوده که منشا سومری دارد و دیگری خط آرامی که ریشه فنیقی داشته است.

در عهد هخامنشیان خط میخی از خط اصوات به جای خط حروف بیرون آمده و مرکب از سی و شش علامت گشت که در آن ها هر علامتی نماینده حرفی بود.

در دوره اشکانیان و ساسانیان خط پهلوی رواج یافت . الفبا در نوشته های پهلوی ۱۴ حرف بوده که اکثر آن ها در خط اوستایی نیز به کار رفته است . بعد از اسلام خط عربی به جای خط پهلوی در ایران معمول شد. ایرانیان علاوه بر حروف بیست و هشت گانه عربی چهار حرف پ، چ، ژ، گ ابداع و انتخاب کردند. خط عربی خود از خط کوفی و خط کوفی از خط سریانی و خط سریانی از خط آرامی و خط آرامی از خط فنیقی و خط فنیقی از خط هیروگلیف گرفته شده است.

در ایران خط عربی دچار تحول و تغییراتی شد از جمله در قرن پنجم هم خط تعلیق و در قرن هفتم هم خط نستعلیق ابداع گردید . خط شکسته نیز در قرن یازدهم هم وضع شد و بالاخره در قرن سیزدهم هم خط شکسته نستعلیق که همان خط فارسی امروزی است شکل گرفت و معمول شد.

یکی از خطوطی که تا زمان سلطنت پهلوی اول رواج داشته خط سیاق است ، سیاق نویسی و قواعد مربوط بدان در مدارس کشور تدریس می گردید . کلیه سازمان ها ی دولتی و غیر دولتی ، تجار ، و توده مردم ،حساب و کتاب و خرج و دخل مکتوب خود را با ارقام عددی سیاق می نوشتند . با آمدن مستشرقان و ناظمان خارجی برای سامان دادن و مدرن کردن در آمد کشور تدریس آن از برنامه حذف شد و اعداد ریاضی که اعداد هندسی نامیده می شدند جای سیاق رقومی را گرفت . خط سیاق تا سال ها با افراد قدیمی و سال خورده که سیاق می دانستند ماند اما با از میان رفتن آن نسل ،سیاق نیز کم کم دارد رخت خود را می بندد تا به تاریخ به پیوندد.

خط سیاق حاکی از فرهنگ کهنی است که ریشه در تاریخ قرون قبل از اسلام دارد.سیاق شیوه ای از عدد نویسی رمز گونه دقیق است که با اندکی تغییر در آخر رسم الخط سیاق منجر به تغییر مفهوم آن می گردد ،برای ثبت و آگاهی از ارقام نقدی (پول) و جنسی (اوزان کالا) در گذشته تاریخی در پهنه کشور ایران و سر زمین های پیرامون متداول بوده و تمامی درآمد ها و هزینه های جاری در جامعه با این ارقام توسط اشخاص، کسبه ،تجار ،موسسه ها و ماموران در دیوان های محاسبه ثبت و ضبط می گردید.

میزان و حساب رسان که در مدارس قدیمه در طول تاریخ سیاق آموخته بودند زیر نظر مستوفیان بر دخل و خرج و هزینه ها نظارت داشتند .

در دوران ساسانیان حسابداران حکومتی دخل و خرج مناطق مختلف ایران را با ارقاآرامی رمز گونه می نوشتند که ریشه های پژوهشی تاریخی ارقام سیاق امروزی در آن ها مستتر است.

در مناطق بسیاری جمع ،ضرب ، تفریق و تقسیم می کردند .هنوز صدای ملا , سوزی* ؛ مکتب دار در گوشم طنین انداز است که می گفت: اوزان : دو نار نیم (معدل ۴۸گرم ) پَینار (معادل ۹۴ گرم) دَنار (معادل ۱۸۸گرم) بیست و پنج (معادل ۳۷۵ گرم) پَنجا (معادل ۷۵۰گرم) صَدِرَم (معادل ۱۵۰۰ گرم یا یک نیم کیلو) نی من (معادل سه کیلو ) سه چارک (معادل جهار و نیم کیلو )یک من … . در سیاق اجزای بسیار ریزی بوده که حتی با ترازوهای معمولی فعلی قابل سنجش نیست و برای مشخص کردن وزن دقیق آن ها به اصطلاح به ترازوی دیجیتال نیاز است . آن اجزا عبارتند از : ذره ، قطمیر ، نقیر ، فتیل ، فلس ، جو ، خردل ، حبه ، طسو ، شاعری اوزان فوق را به صورت شعر در آورده

جوی شش خردل است و خردلی را

ده و دو فلس دان از روی تدبیر

بود هر فلس از آن ها شش فتیله

فتیلی شش نقیر است ای جهانگیر

نقیری هشت قطمیر است و آن گه

ده و دو ذره می دان وزن قطمیر

گندم ، نخود (برابر۴گندم ) مثقال (برابر۲۴ نخود ) سیر (معادل ۱۶ مثقال ) چارک ( معادل ده سیر ) نیم من (معادل ۲۰ سیر ) مراد از من ، من تبریز است – هر من تبریز معادل سه کیلوی فعلی است در مقابل من اصفهان معروف به من شاه بوده که معادل شش کیلو است همچنین من ری معادل دوازده کیلو بوده است – سه چارک (معادل ۳۰ سیر ) هر چهار من را یک ری می گفتند هر صد من یک خروار . بقول مرحوم علامه دهخدا خروار در اصل خر بار بوده و مقدار باری بوده که یک خر می توانسته حمل کند هر کدام از این اوزان نشانه هایی دارند که متاسفانه در فونت های معمول معادلی ندارد تا نوشته شود .

در ارقام سیاق صفر وجود ندارد ولی در نوشتن جای آن را تنوین (___ً ) می گذارند. در محاسبات سیاق آنچه در مرتبه از دیگری کمتر بوده در زیر می نوشتنید.

سکه های زمان ناصری عبارت بود از:

غاز معادل یک دهم شاهی

یک پول معادل دو غاز یا نیم شاهی

یک شاهی معادل ده غاز

صناری معادل دو شاهی

یک عباسی معادل چهار شاهی

سه شاهی

جنس این سکه ها از به دلیل کم ارزشی از مس بوده

پنج شاهی

ده شاهی معادل نیم ریال

یک قران معادل بیست شاهی

دو قران معادل چهل شاهی

پنج قران معادل صد شاهی

تومان معادل ده قران (مرحوم معین در پاورقی برهان قاطع می فرماید: تومان کلمه ای ترکی مغولی به معنی ده هزار است ) دهخدا نیز می فرماید : ده قران مسکوک معادل ده مثقال نقره و هر قران شامل هزار دینار بوده لذا ده ریال امروز را به همان اعتبار قران سابق یک تومان می نامند.

این سکه ها به دلیل ارزش بیشتری که داشتند از نقره بوده است .

سکه های دوران رضا شاهی به با توجه به ارزش به دو دسته نیکلی و نقره ای تقسیم می شدند

ده شاهی ،پنج شاهی ،صناری ،یک شاهی نیکلی و ربع ریالی ،نیم ریالی ،یک ریالی ،پنج ریالی نقره ای بودند.

ضرابان هر دوره نسبت به قواعد و قوانین ضرب آشنایی داشتند .سکه های مضروبه را از نظر فیزیک ظاهر و وزن تقریباً معادل هم ضرب می کردند بدین جهت از نظر قیمت ،ارزشی معادل داشتند به بیان دیگر سکه های هر دوره بر اساس ارزش سکه های دوران قبل از حیات خود طراحی و ضرب می شدند.

منابع:

َبرهان قاطع (دوره پنج جلدی)تصحیح دکتر معین –انتشارات امیر کبیر ۱۳۶۲

لغت نامه علامه دهخدا

کوششی در آموزش خط سیاق –جواد صفی نژاد – انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی –چاپ اول – ۱۳۸۷

تاریخ زبان فارسی (دوره سه جلدی) –دکتر پرویز ناتل خانلری –نشر نو –چاپ سوم ۱۳۶۶

نامه پهلوانی (خود آموز خط پهلوی )دکتر فریدون جنیدی انتشارات بلخ –چاپ دیم ۱۳۸۶

دایره المعارف نو (دوره پنج جلدی)–عبد الحسین سعیدیان –نشر علم و زندگی چاپ اول ۱۳۷۸

تاریخچه علم سیاق

ایرانیان از دیر باز از پیشروان قافله تمدن و فرهنگ جهان محسوب می گردند. تاریخ ملت ها به بزرگان و عالمان آن می بالد. راه رشد و تعالی و تحول جامعه انسانی مدیون بزرگان و اندیشمندان بوده و خواهد بود. فرهیختگان در اعصار گذشته در پیشرفت محیط خود و نیز فرهنگ جامعه تأثیر گذار بودند و خیر و سعادت مردمان را درک می کردند و افکار و اعمال آنها در ارتقاء جوامع بشری به روشنی هویدا است.
ایرانیان را جزء اولین و پیشرو ترین مردم جهان در بودجه نویسی و ثبت دخل و خرج و اداره امور مالی به شمار می آورند. نمونه بارز آن « علم سیاق » است که از زمان های بسیار کهن ایجاد و تا کنون به حیات خود ادامه داده که البته در طول تاریخ پر فراز و نشیب دیوان سالاری خود، دچار تغییر و تحول تاریخی و شکلی گردیده است.

سیاق چیست؟

« سیاق شیوه ای است از عدد نویسی رمز گونه برای ثبت و آگاهی از ارقام نقدی(پول)و جنسی (اوزان کالا) که در گذشته تاریخی در پهنه کشور ایران و سرزمین های پیرامون آن متداول و تمامی درآمدها و هزینه های جاری در جامعه با این ارقام توسط اشخاص، کسبه، تجار، مؤسسه ها و مأموران در دیوان های محاسبه ثبت و ضبط می گردید. ممیزان و حساب رسان زیر نظر مستوفیان بر دخل و خرج این درآمدها و هزینه ها نظارت داشتند ».
این علم در طول زمان در مدارس تعلیم داده می شد و از مهمترین خواستگاه های آموزش آن، مکتب ها و مدارس علوم دینی بوده است.
« تدریس و آموزش سیاق در مدارس قدیمه در طول تاریخ متداول بوده و سیاق دانان و برجستگان ویژه حسابداری همه از این مدارس فارغ التحصیل می شدند ».

به مستوفیان و سر رشته داران دفتر استیفاء، گاهی « دراز نویس » هم گفته می شده که خود « سابقه پیش از اسلام دارد. در اصل دراز نویسی دنباله محاسبات خط پهلوی است ».

ریشه های تاریخی سیاق

در دوران ساسانیان، حسابداران دخل و خرج مناطق مختلف ایران را با ارقامی رمز گونه می نوشتند که ریشه های پژوهشیِ تاریخی و ارقامیِ سیاق امروز در آنها مستتر است. پس از شکست ساسانیان، حاکمان عرب که بیشتر در جنگ بودند و به گسترش آیین مذهبی و اعتقادی خود می پرداختند، حساب و کتاب خراج ها و هزینه های کشوری را به همان شیوه گذشته در دست ایرانیان باقی گذاشتند. زیرا در دستگاه اداری عرب، افرادی وجود نداشتند که قادر باشند دفاتر مالیاتی را از فارسی به عربی برگردانند، ولی این امر از خواسته های حاکمان عرب بود تا این که در زمان عبدالملک بن مروان، پنجمین خلیفه امویان ( سال های حکومت ۶۵-۸۶ ه.ق ) در سال ۸۴ ه.ق تحقق پذیرفت، زیرا تصمیم بر آن شد که دفاتر مالیاتی از فارسی به عربی برگردانده شود.
اما مشکلاتی بر سر راه این کار بود چون واژه ها و اصطلاحاتی در دفاتر مالیاتی فارسی وجود داشت که برگردان آن ها ناممکن بود. سر انجام این خواسته زیر نظر دبیران ایرانی انجام گرفت و رمز ها و واژه ها را بر مبنای دروه ساسانی، با بهره گیری از نوشته های حسابی رقمی ( ارقام حروفی ) به عربی برگرداندند و این برگردان تا سال ۱۲۴ ه.ق به مدت چهل سال ادامه داشت. همین برگردان بود که در زمان خلافت خلیفه دهم هشام بن عبدالملک ( دوران خلافت سال های ۱۰۵-۱۲۵ ه.ق ) پایه و مبنای خط امروزی سیاق گردید که ریشه در شمارش اعداد حروفی حسابیِ عربی دارد. هر چند که پس از این سال هم هنوز دیوان خراسان و اصفهان در دست حسابداران زرتشتی بود که به سبک ساسانیان دفاتر مالیاتی را محاسبه می کردند.
در زمان عبدالملک بن مروان، پنجمین خلیفه اموی ( خلافت ۶۵-۸۶ ه.ق ) وزیر مشهورش « عبدالحمید بن یحیی فارسی » مشهور به عبدالحمید کاتب، ریاست دارالإنشاء خلیفه را به عهده داشت و سبک منشأت فارسی پهلوی را وارد زبان عربی کرد. عبدالحمید، افضل فضلای عصر خود، مخترع علم سیاق دفتری و دیوانی است، وی رساله ای در شطرنج نیز نوشته بود. عبدالحمید در سال ۱۳۲ ه.ق به دست « مروان بن محمد مروان » آخرین خلیفه اموی ( خلافت ۱۲۶-۱۳۲ ه.ق ) مشهور به مروان حمار، کشته شد. استاد باستانی پاریزی در شرح حال یکی از همین مستوفیان عصر قاجار، میرزا حسین کرمانی و مهارت وی در سیاق و جمع و خرج نویسی وی آورده : « میرزا حسین در خط و سیاق مهارت داشت و وقتی او را به تهران فرستادند ظرف ۲۵ دقیقه جمع و خرج یک ایالت را به تمام و کمال جع و تفریغ و تحریر کرد و فقط ۲۵ دینار اختلاف حساب با اسناد موجود داشت.»

سیاق در قرن هشتم

نگهداری حساب و کتاب و درآمدها از نیازهای اولیه اقتصادی مملکتی بود که در دفاتر حکومتی ثبت می گردید. این حساب و کتاب ها از اوایل قرن دوم هجری به سبک دفاتر ایرانیان دوران ساسانی ولی با ارقام حسابیِ رموزی شکل عربی ( اعداد سیاقی ) پایه گذاری و تداوم یافت. تاریخ وصاف، در اوایل قرن هشتم هجری صورت حساب خراج پهنه ممالک اسلامی را در زمان خلافت هارون الرشید پنجمین خلیفه عباسی ( سال های خلافت ۱۷۰-۱۹۳ ) با همان ارقام رموزی ( اعداد سیاقی ) در جلد چهارم کتاب خود با عنوان « صورت حساب خراج ممالک » ثبت نموده است.

پی نوشت ها

ممیز: جدا کننده، برتری دهنده، ممیزی: رسیدگی، وارسی ( فرهنگ عمید، ذیل واژه ممیز )
مستوفی: استیفاء کننده، گیرنده حق، کسی که تمام حق را بگیرد، حسابدار و دفتر دار خزانه ( فرهنگ عمید، ذیل واژه مستوفی )؛ مستوفی در لغت اسم فاعل استیفا و به معنی گیرنده حق است، یعنی کسی که از محاسبان دیگر حساب گیرد و نیز به معنی دفتر دار دیوان و حسابدار و خزانه دار که متصدی دخل و خرج و تنظیم کتابچه دستورالعمل ولایات و حکام مستقل، حاشیه نویسی فرمان و تنظیم مفاصا حساب بود.

تحقیق و نگارش: اسدالله عبدلی آشتیانی

صفی نژاد- جواد؛ کوششی در آموزش خط سیاق؛ ناشر: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۷ ،

باستانی پاریزی- محمد ابراهیم؛ حاشیه تذکره صفویه کرمان، صفحه ۳۴۲
صفی نژاد، همان منبع بالا، صفحات ۹ و ۱۰
حضرتی- صادق؛ رجال و مشاهیر آشتیان، نشر الماس قم، سال ۱۳۸۲، صفحه ۱۸

درشهرستان شهرضا بازاریان وکسبه قدیمی هنوز از این خط برای حساب وکتاب خود استفاده می کراند.

کسبه بازار ازخط سیاقی برای محفوظ نگه داشتن اطلاعات دخل وخرج استفاده می کرداند.

در زیر تصاویری از نوشتهایی به خط سیاقی می بینید:

Untitled-1

محقق:عمادالدین منصف

 

رفتن به نوارابزار