به بررسی اشعاری که کلمه شهرضا یاقمشه را نام بردتد می پردازیم

شهرضا در زلال شعر(۲)

مصطفی منصف

شهرضا در زلال شعر(۲)
نویسنده: مصطفی منصف

اشاره: در شماره‌ی قبل گفتیم که شاعران، گاه در اشعار خود از شهر و زادگاه خویش یاد کرده‌اند و یا به ستایش یا نکوهش یک دیار و ساکنانش پرداخته‌اند و اعلام کردیم که در شماره های بعد در نظر داریم که سروده های شاعران را درباره‌ی شهرضا از قدیم الایام تا زمان حاضر بررسی کنیم. قبل از ورود به بحث لازم است یاد آور شویم که  به خاطر آن که اشعار شاعران، تاریخ سرایش ندارد ترتیب بررسی اشعار بر اساس تاریخ تولد یا وفات شاعران تنظیم شده‌است:

ادامه مطلب

شهرضا در زلال شعر

شاعران، به یار و دیار و شهر و کاشانه‌ی خود عشق و الفتی خاص دارند. بسیاری از آنان در اشعار خود از شهر و زادگاه خویش به نیکی یاد کرده اند. جالب است بدانیم تذکره‌نویسان یکی  از انواع سه‌گانه‌ی”شهرآشوب” را آن دانسته اند که شاعر به ستایش یا نکوهش یک دیار و ساکنانش بپردازد. این توصیفات شاعرانه از نظر زیبایی شناختی، جامعه شناختی، تاریخی و اطلاعات جغرافیایی حائز اهمیت است. سابقه‌ی این نوع شعر در ادبیات فارسی به بیش از هزار سال می رسد[۱].سرایندگان شهرآشوب‌ها اغلب، هجو یک شهر را با مدح شهری دیگر و یا مدح یک شهر را با ذمّ شهر دیگر همراه می‌نمودند. این نوع شهرآشوب‌ها احساسات مثبت یا منفی ساکنان شهرها را تحریک می‌کرد. طُرفه آن که گاه شاعری شعری در مذمّت شهری می‌سرود و به نام شاعری دیگر انتشار می‌داد و موجبات دردسر او را فراهم می‌کرد. داستان زندگی انوری و اتهام هجو مردم بلخ و غوغای بلخیان که قصد کشتن او را داشتند در تاریخ ادبیات مشهور است.[۲] شهرآشوب قالب شعری خاصی ندارد و اغلب به صورت رباعی، قطعه، قصیده، غزل و مثنوی سروده می شده است

ادامه مطلب